جستجو
فارسی
  • English
  • 正體中文
  • 简体中文
  • Deutsch
  • Español
  • Français
  • Magyar
  • 日本語
  • 한국어
  • Монгол хэл
  • Âu Lạc
  • български
  • Bahasa Melayu
  • فارسی
  • Português
  • Română
  • Bahasa Indonesia
  • ไทย
  • العربية
  • Čeština
  • ਪੰਜਾਬੀ
  • Русский
  • తెలుగు లిపి
  • हिन्दी
  • Polski
  • Italiano
  • Wikang Tagalog
  • Українська Мова
  • دیگران
  • English
  • 正體中文
  • 简体中文
  • Deutsch
  • Español
  • Français
  • Magyar
  • 日本語
  • 한국어
  • Монгол хэл
  • Âu Lạc
  • български
  • Bahasa Melayu
  • فارسی
  • Português
  • Română
  • Bahasa Indonesia
  • ไทย
  • العربية
  • Čeština
  • ਪੰਜਾਬੀ
  • Русский
  • తెలుగు లిపి
  • हिन्दी
  • Polski
  • Italiano
  • Wikang Tagalog
  • Українська Мова
  • دیگران
عنوان
رونویس
برنامه بعدی
بیشتر
پخش اخبار روزانه – ۲۰ ژانویه ۲۰۲۶
وزارت خزانه‌داری آمریکا به‌دلیل سرکوب اعتراضات، مقامات ایرانی را تحریم کرد و به‌طور جداگانه شبکه‌های مالی پنهانی را که برای تولید و جابه‌جایی درآمدهای نفت و پتروشیمی به‌کار می‌روند هدف قرار داد؛ با اشاره به نقش افراد و نهادهای دخیل در حمایت از فعالیت‌های سرکوبگرانه رژیم و گروه‌های افراطی (US Treasury Department)
بریتانیا نخستین سالگرد «مشارکت ۱۰۰ ساله» خود با اوکراین (یورین) را با تسریع تخصیص ۲۰ میلیون پوند برای حمایت از زیرساخت انرژی و گسترش طرح‌های هم‌پیوندی مدارس گرامی می‌دارد و پیوندهای بلندمدت امنیتی، تاب‌آوری و آموزشی را تقویت می‌کند (UK Government)
ایرلند ۳ میلیون یورو جهت پروژه‌های بشردوستانه در اوکراین (یورین) اختصاص داد و به سازمان‌های ایرلندی Concern Worldwide، صلیب سرخ ایرلند و Trócaire هر کدام ۱ میلیون یورو می‌دهد تا در میانه دشواری‌های ناشی از جنگ، حمایت اضطراری زمستانی، کمک نقدی و خدمات سلامت روان را برای جوامع آسیب‌پذیر فراهم کنند (The Irish Post)
قطع برق در ایستگاه تاماچی توکیو [ژاپن] خطوط یامانوتِه و کِیهین-توهُکو را ساعت‌ها از کار انداخت و رفت‌وآمد صبحگاهی حدود ۶۷۳,۰۰۰ مسافر را مختل کرد؛ مسافران گرفتار، پیاده از قطارها خارج شدند و ایستگاه‌های اصلی با ازدحام روبه‌رو شدند (Reuters)
مودراهای (حرکات) دست از سنت یوگای هند هستند
مودرای آدی: مشت بسته با شستِ جمع‌شده داخل دست، دستگاه عصبی را آرام می‌کند، و جریان اکسیژن به سر و گلو را افزایش می‌دهد. مودرای پریتوی: تماس انگشت حلقه با نوک شست به بهبود گوارش و سوخت‌وساز کمک می‌کند. مودرای آکاش: تماس انگشت میانی با نوک شست به مغز کمک می‌کند شفافیت ذهنی و شهود را افزایش دهد و ذهن را سم‌زدایی کند. مودرای مرودانا: شست رو به بالا (مشت در حالی که شست باز است) جریان پرانا (انرژی) را به بالا و پایین ستون فقرات هدایت می‌کند تا وضعیت بدن را بهبود بخشد و فشار روی کمر را کاهش دهد (Daily Mudras – Aapkicutie1989)
کارشناسانی که در کنگرهٔ آمریکا شهادت دادند هشدار دادند که چت‌بات‌های هوش مصنوعی می‌توانند تهدیدی جدی برای سلامت روان کودکان باشند؛ زیرا وابستگی‌های ناسالم ایجاد می‌کنند و گاه توصیه‌های ناایمن می‌دهند. قانون‌گذاران اکنون خواستار نظارت فوری فدرال و محدودیت‌های سنی سختگیرانه برای محافظت از جوانان آسیب‌پذیر در برابر استثمار و انزوای دیجیتال هستند (Fox News)
با افزایش عفونت‌های تنفسی زمستانی در سراسر ترکیه، پزشکان هشدار می‌دهند بوکاویروس می‌تواند در کودکان زیر دو سال ذات‌الریه شدید ایجاد کند و به مراقبت زودهنگام و رعایت بهداشت نیاز دارد (Türkiye Today)
سیل موجب تعطیلی پارک ملی کروگر [آفریقای جنوبی] شد؛ به‌گونه‌ای که کارکنان و مهمانان پارک با بالگرد نجات یافتند و بیش از ۱۹ نفر در استان‌های امپومالانگا و لیمپوپو جان باختند (Associated Press)
اتاوا [کانادا] پس از یک کولاک شدید، با حدود ۲۵ سانتی‌متر برف، جاده‌ها را پاکسازی کرد و سرویس اتوبوس‌های مدرسه از سر گرفته‌شد در حالی که مقامات هشدار می‌دهند یخبندان جاده‌ها و سرمای شدید هنوز خطراتی را به همراه دارد (Ottawa Citizen)
بر اساس یک پژوهش تازه، قرارگیری زودهنگام در معرضِ آلودگی هوا قبل و بعد از تولد با افزایش خطر فشار خون بالا در کودکان ۵ تا ۱۲ ساله در آمریکا مرتبط است، موضوعی که پیامدهای بلندمدتی برای سلامت قلب دارد (U.S. News & World Report)
پس از گرمای رکوردی ۲۰۲۵، خشکسالی موجب از بین رفتنِ ۲ درخت از هر ۵ درخت تازه‌کاشته‌شده در منطقه پیک دیستریکت [بریتانیا] شد؛ جایی که بخش عمده‌اش در پارک ملی پیک دیستریکت قرار دارد. با آسیب دیدن اشخاص- حیات‌وحش، نشنال تراست [بزرگ‌ترین خیریه حفاظت از طبیعت بریتانیا] خواستار اقدام فوری برای افزایش تاب‌آوری اقلیمی شد (Sheffield Star)
یک پژوهش برزیلی نشان می‌دهد جنگل‌زدایی در جنگل آتلانتیک برزیل، پشه‌ها را وادار می‌کند از تغذیه از اشخاص- حیات‌وحش به تغذیه از انسان‌ها روی بیاورند و خطر بیماری‌هایی مثل دِنگی، زیکا، تب زرد و چیکونگونیا را به‌شدت افزایش دهند (Tuổi Trẻ)
پژوهشگران دانشگاه پرینستون و دانشگاه آریزونا [آمریکا] با بیش از یک میلیون اندازه‌گیری و مدل‌های AI [هوش مصنوعی] دقیق‌ترین نقشه آب‌های زیرزمینی آمریکا را تا امروز تهیه کردند؛ نقشه‌ای که ۳۰۶هزار کیلومتر مکعب آب و ذخایر کم‌عمقِ پیش‌تر ناشناخته را نشان می‌دهد و می‌تواند تصمیم‌های کشاورزی، حفاظت و مدیریت آب را راهنمایی کند (Phys.org)
چاک کرول، مردی در آمریکا (وگان)، پس از کنار گذاشتن خوردن اشخاص- حیوان و روی آوردن به تغذیه وگانِ مبتنی بر خوراک کامل، بیش از ۱۲۵ کیلوگرم وزن کم کرد و اکنون به‌عنوان مجری پادکست The Exam Room که توسط کمیته پزشکان طب مسئولانه تولید می‌شود، این سبک زندگی را ترویج می‌کند (CafeF)
گروه هتل‌های آمریکایی هیلتون با برند وگان هندی GoodDot همکاری می‌کند تا در ۳۲ هتل خود در هند منوی کاملاً وگان ارائه دهد؛ در قالب «جشنواره سراسری آشپزی پروتئین گیاهی هند» که هم‌زمان با Veganuary آغاز می‌شود و تا اواسط فوریه ادامه دارد (Green Queen)
«گرین هارت»، آژانس تازهٔ جذب نیروی وگان در بریتانیا، با تطبیق نیروهای متخصصِ همسو با ارزش‌ها با سازمان‌های وگان، مدافع حیوانات و برندهای اخلاقی فعالیت خود را آغاز کرده است. این آژانس با ارزیابی تعهد نامزدها به رفاه اشخاص- حیوان و اصول وگان، می‌کوشد ماندگاری شغلی و اثرگذاری بلندمدت را افزایش دهد (Vegconomist)
پسری در کیپ‌تاونِ آفریقای جنوبی کشف کرد اسب همراهش، وقتی موقتاً به فرد دیگری سپرده شده بود، کتک خورده، گرسنه نگه داشته شده و بیش از حد به کار گرفته شده است. وقتی او را به از دست دادن دوست اسبش تهدید کردند، با شجاعت با انجمن حمایت از حیوانات Good Hope SPCA تماس گرفت [انجمن پیشگیری از ظلم به حیوانات]. این اسب تحت مراقبت SPCA قرار گرفت، پس از ۹ ماه کاملاً بهبود یافت و اکنون با خانواده‌ای در نوردهوک زندگی شادی دارد (Good Things Guy)
آمریکا پس از طوفان ملیسا نخستین پروازهای کمک بشردوستانه خود به کوبا را آغاز کرد و غذا و بسته‌های بهداشتی فرستاد؛ هم‌زمان دولت ترامپ برای تحویل مستقیمِ ۳ میلیون دلار کمک اضطراری خود با کلیسای کاتولیک در کوبا همکاری می‌کند (State.gov)
یک زوج برزیلی در ایتاکاجا [توکانتینس] یک شخص- لاک‌پشت زردپا را زنده پیدا کردند که نزدیک به ۱۰ سال زیر کف انبارشان گیر افتاده بود و حالا تحت مراقبت حفاظتی قرار دارد. یکی از دلایل زنده ماندن، توانایی دوستِ لاک‌پشت در کند کردن سوخت‌وساز خود تا نزدیکِ صفر بود (Báo Tin Tức)
نقل‌قول روشنگر امروز: "کتاب بزرگ‌ترِ ما جهان است؛ در آن، تحققِ آنچه را می‌خوانم می‌بینم، که در کتابِ خدا به‌صورت وعده آمده است." – آگوستین قدیسِ هیپو (گیاهخوار) الهی‌دان و فیلسوف مسیحیِ رومی-آفریقایی (Quote Investigator)
پس شروع کردم از این راهنما درباره زندگی‌ام در اینجا سؤال کردن. گفتم: «خب، پس آلبوم‌های نیمه‌تمامم و فیلمنامه‌ها و داستان‌های کوتاهِ من چی؟» خواننده آمریکایی، باربارا ایرلند، تعریف می‌کند چگونه در یک اردوی تمرینی افراطی نزدیک بود جانش را از دست بدهد و شاهد مرور زندگی‌اش بود که اهمیت افکار و روابط را به او نشان داد.
باربارا روی حرفه خوانندگی کار می‌کرد و همراه استون گاسارد، گیتاریست گروهِ پرل جم، تور می‌رفت. او تصمیم گرفت در یک اردوی افراطیِ یک‌هفته‌ای در جزیره ونکوور شرکت کند که برای عبور از مرزها و پرورش شجاعت طراحی شده بود. این اردو شامل چالش‌های شدید جسمانی بود. در روز پایانی، هنگام تجربه‌ای استقامتی زیر آفتاب، بدنش شروع به از کار افتادن کرد. او دچار آشفتگی عجیب حواس شد، حرف‌های هم‌تیمی‌اش را نمی‌فهمید، برق‌هایی از نور می‌دید، سرگیجه داشت و تلوتلو می‌خورد. وقتی از خط پایان گذشت، جمعیتِ تشویق‌کننده برایش کابوس‌وار به نظر می‌رسید. یک امدادگر رسید که آشکارا صلاحیت نداشت؛ فقط کسی بود که آموزش CPR [احیای قلبی‌ریوی] دیده بود. به او الکترولیت داد، اما باربارا دچار گرمازدگی و هیپوناترمی بود؛ وضعیتی خطرناک که بر اثر شسته شدن نمک از خون در نتیجه نوشیدن بیش از حد آب و عرق کردن ایجاد می‌شود. او را زیر درختی خواباند و دوستش همان‌جا پیدایش کرد.
اول احساس کردم پای چپم از کار می‌افتد. دیگر هیچ حسی در پای چپم نداشتم. بعد پای دیگر هم همین‌طور شد. در تمام این مدت، شروع کردم به داد زدن به او: «پام، پام»، بعد دست چپم، بعد دست راستم. در هیچ‌کدام از اندام‌هایم هیچ حسی نداشتم. تنها حسی که از وجود خودم داشتم فقط تنه و سری بود که زیر این درخت افتاده بود.
بعد مرور زندگی شروع شد. با هر لحظه‌ای که انگار یخ می‌زد، باربارا فهمید این مرور درباره کارهایش نیست، بلکه درباره فکرهای پشت آن‌هاست؛ فکرهایی که به ندرت متوجهشان می‌شد اما در زندگی‌اش همراه خود می‌برد. این فیلم‌های شگفت‌انگیز شروع شد. مثل خاطره چیزی بود که در زندگی‌ام اتفاق افتاده بود، اما من آن را مثل یک فیلم تماشا می‌کردم و هم‌زمان دقیقاً داخلش هم بودم. پس می‌توانستم همه‌چیزِ داخل اتاق را حس کنم. می‌توانستم صداها را بشنوم. می‌توانستم افکارم را بشنوم. می‌توانستم احساسات را حس کنم. اما در عین حال، ناظر هم بودم. یک لحظه بود؛ من با برادرم در یک گروه دیگر بودم و مربوط به تمرینِ دو هفته قبلِ گروه بود که با هم اختلاف داشتیم. این صحنه زیاد طول نکشید، شاید ۲۰ ثانیه. بعد روی همان یک لحظه فریز شد. و صدایی که تا آن وقت در ذهنم نشنیده بودم- نه از بیرون- صدایی مردانه و ملایم-گفت: «در آن لحظه به چه فکر می‌کردی؟»
باربارا جواب داد و بلافاصله صحنه دیگری از یک ماه قبل ظاهر شد. صدا پرسید وقتی به حرفِ کسی بی‌اعتنایی کردی، به چه فکر می‌کردی. این روند چهار ساعت ادامه داشت؛ لحظه پشت لحظه، سؤال پشت سؤال.
در پایان این فیلم‌ها، ناگهان همه‌چیز خالی شد و صدا گفت: «باربارا، حالا باید یک انتخاب بکنی. می‌خواهی بمانی یا بروی؟» حس می‌کردم مثل توده‌ای از هوا مدام از بالای سرم بیرون می‌رود. این حالت تمام مدت ادامه داشت، مثل یک نشتی. خیلی به مرگ نزدیک بودم. یک پا این‌جا بود، یک پا آن‌جا. وقتی آن انتخاب را به من دادند، با خودم گفتم: وای، می‌خواهم بروم آن‌جا، اما هنوز یک پایم این‌جا بود. هنوز به این واقعیت فکر می‌کردم. پس شروع کردم از این راهنما درباره زندگی‌ام در این دنیا سوال بپرسم. گفتم: «خب، پس آلبوم‌های نیمه‌تمامم و فیلمنامه‌ها و داستان‌های کوتاهِ من چی؟» و آن صدا انگار می‌گفت: «اوه باربارا، این‌ها آن‌قدرها هم مهم نیستند.»
باربارا شوکه شد. راهنما توضیح داد چه چیزهایی واقعاً اهمیت دارد. آن راهنما گفت: «چیزی که واقعاً مهم است، روابط توست. حضورت برای دیگران چطور است؟» حتی وقتی وارد یک کافه می‌شوی، یا سوار اتوبوس می‌شوی، یا به یک دورهمی خانوادگی می‌روی که می‌دانی شاید در آن به چالش کشیده شوی یا از سوی آدم‌ها عصبی شوی. چطور وارد آن فضا می‌شوی، با بیشترین میزانِ مهربانی و عشق و خالصانه‌ترین حضوری که در توان داری؟ تاثیری که بر محیط می‌گذاری چیست؟ چه اثری از خودت پشت سرت می‌گذاری؟
باربارا تصمیم گرفت برگردد. راهنما دستورهای مشخصی به او داد: در هفته اول به دیدن سه نفر برود و پیام‌های مشخصی را برساند و با نفر چهارم هر هفته تماس بگیرد. همین که باربارا موافقت کرد، انرژیِ زندگی دوباره به بدنش سرازیر شد. هر اندام دوباره فعال شد. تا یک ماه بعد، سرخوشی شدیدی را تجربه می‌کرد و به هر جزئی از زندگی توجه داشت.
ما نمی‌دانیم چه زمانی قرار است بمیریم. نمی‌دانیم عزیزانمان یا آدم‌های نزدیکمان چه زمانی می‌میرند و ممکن است فرصتی برای حل‌وفصل بعضی چیزها با آنها نداشته باشیم. کسی که قرار بود هر هفته با او تماس بگیرم- در مدت خیلی کوتاهی، مثلاً چند ماه- این گرمای تازه و احساسِ ارتباط شروع کرد به شکل گرفتن.
آنچه برایش ماند، پیامی بود که به او نشان داده شده بود: اینکه افکار مستقیماً تجربه زیسته را شکل می‌دهند و اینکه در نهایت، مهم‌ترین چیز این است که در روابط چگونه حضور پیدا می‌کنیم.
اگر میلیون‌ها نفر در ترس و خشم باشند، فکر می‌کنید از یک آگاهی جمعی چه چیزی می‌سازیم؟ دنیایی از ترس و خشم و خشونت و بی‌مهری. این یک لحظه بسیار، بسیار کلیدی در تاریخ بشر است. ما بر ذهنمان، واکنش‌های خودمان و قلب های خودمان کنترل داریم. در کل، مهربان‌تر باشید. فقط-می‌توانید در کل مهربان‌تر باشید؟ آنچه در این دنیا کم است، مهربانی است. (شَمَن اوکس)
مشاهده تاریخ‌های بیشتر
2 / 52
به این صفحه بروید
اپلیکیشن
«کد پاسخ سریع» را اسکن کنید یا برای دانلود، سیستم تلفن را به درستی انتخاب کنید
آیفون
اندروید
Prompt
OK
دانلود
به اشتراک گذاری
به اشتراک گذاشتن در
جاسازی
شروع در