پخش اخبار روزانه – ۲ مارس ۲۰۲۶
وزارت کار آمریکا از اختصاص ۸۱ میلیون دلار کمکهزینهٔ «ریاستارت» برای گسترش آموزش و برنامههای اشتغالِ افرادِ پیشتر زندانیشده خبر داد؛ با اولویتِ مشاغل فنی، تولید پیشرفته، و کارآموزیهای ثبتشده—و با تمرکز ویژه بر کشتیسازی—در چارچوب تلاشی ملی برای کمک به کارگرانِ درگیرِ پروندههای قضایی تا شغلهای پایدار و پرتقاضا پیدا کنند (US Department of Labor)
گروه خودروسازی هیوندای ۴ ربات آتشنشانیِ بدونسرنشین و کنترل از راهدور را به سازمان ملی آتشنشانی کرهٔ جنوبی اهدا کرد و این دستگاههای مقاوم در برابر حرارتِ بالا و مجهز به توپِ آب را در اختیار یگانهای ویژهٔ نجات گذاشت تا در محیطهای خطرناکِ بیش از حد پرریسک برای آتشنشانهای انسانی، عملیات مهار اولیه و جستوجو را انجام دهند (PR Newswire)
ماندای اکسپلوریا، یک جاذبهٔ سرپوشیدهٔ ۱۰هزار مترمربعی که ۳ مارس در ذخیرهگاه حیاتوحش ماندایِ سنگاپور افتتاح میشود، یکی از بزرگترین تجربههای غوطهورکنندهٔ طبیعتمحورِ جنوبشرق آسیا را با ۵ قلمرو چندرسانهای در موضوعِ دایناسورها، زیستبومهای میکروسکوپی، زیستگاههای افراطی، جنگلهای بارانی و جهانهای اعماق دریا ارائه میکند؛ با دستبندهای تعاملی و روایتگریِ متمرکز بر حفاظت از طبیعت (CNA Lifestyle)
چین میگوید در سرکوبی گسترده علیه کلاهبرداریهای مخابراتی و آنلاینِ مرتبط با شبکههای تبهکاریِ فعال در شمال میانمار، بیش از ۴۱ هزار نفر را محکوم کرده است؛ از جمله ۱۶ حکم اعدام برای اعضای ۲ باند بزرگ، که رویکرد هرچه سختگیرانهتر چین در برابر عملیات کلاهبرداریِ فرامرزی را برجسته میکند (Dân Trí)
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در ۲۴ فوریه طولانیترین سخنرانیِ وضعیت کشور در تاریخ آمریکا را ارائه کرد که نزدیک به ۱ ساعت و ۴۸ دقیقه طول کشید. او در آستانهٔ انتخابات میاندورهای، در نشست مشترک کنگره، از «عصر طلایی» برای آمریکا سخن گفت و اعلام کرد کشور «بازگشته—بزرگتر، بهتر، ثروتمندتر و نیرومندتر از هر زمان دیگری». رئیسجمهور ترامپ از اقتصادی «غرّان» با تورمِ رو به کاهش، درآمدهای رو به افزایش، رونق بازارهای سهام، برتری انرژی و رشد اشتغال گفت و سیاستهای خود را عامل یک «دگرگونیِ تاریخی» دانست. او امنیت مرزی را «قویترین در تاریخ» خواند، به کاهش قاچاق مواد مخدر و قدرت نظامی اشاره کرد و در صحنههایی نمایشی در جایگاه میهمانان، از قهرمانان آمریکایی— از جمله قهرمانان طلای المپیک، دریافتکنندگان نشان افتخار و یک کهنهسرباز ۱۰۰ سالهٔ جنگ کره— تجلیل کرد (PBS)
یک مطالعهٔ بزرگ در آمریکا روی بیش از ۳ میلیون بزرگسال نشان میدهد افرادی که قبلاً به کووید-۱۹ مبتلا شدهاند، در مقایسه با کسانی که آنفلوانزا گرفتهاند یا هیچ عفونت ویروسی نداشتهاند، با خطرات بلندمدتِ بهمراتب بالاتری برای آسیب کلیه، بیماری مزمن کلیه و حتی نارسایی کلیه روبهرو هستند؛ موضوعی که پژوهشگران را به درخواستِ پایش دقیقترِ کلیه پس از کووید واداشته است (News-Medical.net)
یک مطالعهٔ بلندمدتِ همگروهیِ تولد در بریتانیا نشان میدهد کودکانی که از والدینی به دنیا آمدهاند که در اوایل بارداری اضافهوزن یا چاقی داشتهاند، تا دههٔ ۲۰ زندگیشان با احتمالِ بهمراتب بیشتری دچار بیماری کبد چرب میشوند؛ نشانهای که میگوید خطر این عارضهٔ روبهافزایش، پیش از تولد آغاز میشود (EurekAlert)
تایلند گزارش میدهد تنها در ۶ هفته، ۴۹ مورد ابتلای انسانی و ۳ مرگ بر اثر باکتریِ سترپتوکوکوس سوئیس منتقله از اشخاص- خوک به انسان ثبت شده است؛ مبتلایان اکنون در ۲۸ استان پراکندهاند و عمدتاً به خوردن غذاهای گوشتیِ خوکِ خام یا نیمپز مرتبط اند (Zing News)
کارشناسانی مانند دکتر ویتنی بو، متخصص پوست و روکسانا احسانی، کارشناس تغذیهٔ دارای مجوز در آمریکا، میگویند خوردن هویج، پرتقال، گوجهفرنگی و انار طی چند هفته پوست را روشنتر میکند. این اَبَرخوراکیها بتاکاروتن، ویتامین ث، و لیکوپن فراهم میکنند تا تولید کلاژن را تقویت کنند و جلوی آسیبِ پرتو فرابنفش را بگیرند. برای بهتر شدن نتیجه، بعضیها توصیه میکنند این مواد مغذی را با آبرسانی و خوابِ منظم همراه کنید تا روند طبیعیِ بازسازی پوستِ بدن سریعتر شود (Lao Động)
کارشناسان پزشکی در چین هشدار میدهند مصرف مزمنِ گوشتهای فرآوریشدهٔ اشخاص-حیوان بهطور چشمگیری خطر نارسایی کلیه و سرطان رودهٔ بزرگ را بالا میبرد. سطوح بالای سدیم و مواد سرطانزا میتواند باعث آسیب زودهنگامِ اندامها شود؛ همانطور که اخیراً در مورد یک بیمار مردِ ۳۱ ساله در چین دیده شد که پس از سالها مصرف روزانهٔ سوسیس و ژامبون، به بیماریِ مرحلهٔ پایانی تشخیص داده شد (Báo Sức khỏe và Đời sống)
دکتر مگان روسی، کارشناس سلامت روده در آمریکا، ۳ تغییر سبک زندگی را برای مقابله با رفلاکس اسید توصیه میکند. تمام کردن غذا ۳ ساعت پیش از خواب، پرهیز از پرخوری و مدیریت مؤثر یبوست، فشار شکمی روی مری را کم میکند. سازمان اناچاِس بریتانیا توصیه میکند بزرگسالان— بهویژه در اروپای غربی که موارد بالاست— اگر این علائم ادامه پیدا کرد یا با نشانههای هشداردهندهٔ «پرچم قرمز» همراه بود، برای مشاورهٔ پزشکی مراجعه کنند (VietnamNet)
تغییرات اقلیمی باعث میشود گیاهان در مناطق شمالی بیشتر رشد کنند و مدت طولانیتری سبز بمانند، بهخاطر دیاکسید کربنِ بیشتر و هوای گرمتر. این موضوع بهآهستگی ناحیهٔ اصلیِ سبزِ زمین را هر سال حدود ۲.۴ کیلومتر به سمت شمالشرق جابهجا میکند. این جابهجایی میتواند مقدار کلیِ دیاکسید کربنی که گیاهان جذب میکنند را کمتر کند و زمانبندی طبیعیِ جانوران برای پیدا کردن غذا، تولیدمثل و مهاجرت را بههم بزند (Earth.com)
دمای رکوردشکنِ پایان فوریه، شبیه دماهای ماه می، بهدلیل تودههای هوای گرم در سراسر فرانسه گسترش یافت و هنجارهای فصلی را در برخی مناطق تا ۱۴ درجه درهم شکست (The Watchers)
شرایط خشکِ مرتبط با اقلیم، آتشسوزیِ سریعگسترِ علفزار در تورنتونِ کلرادو [آمریکا] را شعلهور کرد؛ ۵ نفر زخمی شدند، دستور تخلیه صادر شد و بزرگراه بینایالتی ۲۵ برای ۹۰ دقیقه بسته شد (The Watchers)
یک تیم مادر-دختر در پروژهٔ علم شهروندی، چیزی را کشف کردند که پژوهشگران میگویند بزرگترین ساختار مرجانیِ نقشهبرداریشدهٔ ثبتشده تا امروز است: سازهای ۱۱۱ متری از پاوونا کلاووس در دیوارهٔ بزرگ مرجانیِ استرالیا؛ کشفی که در میان تهدیدهای گستردهٔ سفیدشدگی، بهعنوان یک نقطهٔ عطف بزرگ در حفاظت از طبیعت ستوده شد (VTV)
یک تحلیل جهانی از بیش از ۱۰هزار گونهٔ اشخاص-ماهیِ آبِ شیرین هشدار میدهد نزدیک به یکسوم آنها اکنون در خطر انقراضاند و پژوهشگران میگویند یک مدلِ هوش مصنوعی، قویترین پیشبینیکنندههای بقا را شناسایی کرده است— رودخانههای سالم و بههمپیوسته با تامین آبِ پایدار و فشار انسانیِ کمتر—و نقشهٔ راهی برای حفاظت از گونهها پیش از فروپاشی ارائه میدهد (Earth.com)
پژوهشگران چین میگویند یک روش میکروبیِ کمهزینه ساختهاند که میتواند با کاشتِ سیانوباکتریها— که دانههای شن را به یک «پوستهٔ زیستی» محافظ پیوند میدهد— شنِ روانِ بیابان را ظرف ۱۰ تا ۱۶ ماه به خاکی پایدار و حاصلخیز تبدیل کند؛ فرسایش را بیش از ۹۰٪ کاهش دهد و زمینی نگهدارندهٔ رطوبت بسازد که توان پشتیبانی از پوشش گیاهی را دارد (Soha)
یک مطالعهٔ تازه نشان میدهد سامانههای پیشروِ هوش مصنوعی در حدود ۹۵٪ از بحرانهای ژئوپولیتیکیِ شبیهسازیشده به سمت استفادهٔ هستهای تشدید میشوند؛ بارها سلاح اتمی را ابزار عملی میبینند نه گزینهٔ آخر، و هیچ نشانی از «تابوی هستهای» که تصمیمگیران انسانی را بازمیدارد نشان نمیدهند (The Mirror)
یک مطالعهٔ بسیار بزرگ روی ۱ میلیون نوزاد که از تولد تا ۲ سالگی پیگیری شدند، تأیید میکند نوزادان وگان و گیاهخوار در مقایسه با همسالانشان بهطور طبیعی رشد میکنند. پژوهشگران تفاوت معنیداری در قد یا وزن در مقایسه با کودکانی که همهچیزخوارند پیدا نکردند (Vegan Food & Living)
میوکو شینر، سرآشپز آمریکایی و نویسندهٔ کتابهای آشپزی (وگان)، در کانال یوتیوبش یک موزارلای وگانِ تخمیرشده از کتاب The Vegan Creamery معرفی میکند. مثل سس ریخته میشود و وقتی پخته شود سفتتر میگردد. این دستورِ مبتنی بر بادام هندی از کِشتهای گرمادوست استفاده میکند تا کشسانی، ذوب شدن و برشته شدنِ واقعی به دست بیاید (Plant Based News)
دانشگاه فنی برلین [آلمان] پروژهای را برای استانداردسازیِ یکنواختیِ پروتئین گیاهی در نخود، سویا و باقلا راهاندازی کرده است؛ برای ویژگیهایی مثل حلشوندگی، توان امولسیونسازی، ژلشدن و کفکردن. پژوهشگران میخواهند روشهای اندازهگیری را با قواعد ISO همسو کنند تا کیفیت یکنواخت غذا تضمین شود (Vegconomist)
دو اسکیباز در پیست اسکیِ پالیسِیدز تاهو [آمریکا] مردی را که پس از دیدن نوکِ اسکیهایش، سر به پایین زیر ۱.۲ متر برفِ پودری گیر افتاده بود نجات دادند. این معجزه پس از مرگبارترین بهمنِ کالیفرنیا رخ داد که نزدیک کَسِل پیک ۹ نفر را کشت (New York Post)
در هِبِیِ چین، یک ویدیوی پربازدید نشان میدهد یک گربه و یک موش مثل دو رفیقِ نزدیک، کنار هم لم دادهاند و بازی میکنند. مراقبشان میگوید گربه را وقتی کوچک بوده به سرپرستی گرفته، اما موش از ماهها قبل در خانه زندگی میکرده است (VnExpress)
مرکز نجات جغدِ آفریقای جنوبی ۲ جغد انباری، «جینجر و اسپایس»، را از قیفِ یک کارخانهٔ ادویه نجات داد. این دو از راه لولهٔ خروجی پنهانی وارد شده بودند، اما پیش از روشن شدن دستگاهها با خیال راحت بیرون آورده شدند (Good Things Guy)
سخن تأملبرانگیز امروز: «صبور باش. همهچیز پیش از آنکه آسان شود، دشوار است.» – سعدی شیرازی، شاعر نامدار ایرانی (BrainyQuote)
پیشتر، در بخش ۱ از ۲ تجربهٔ نزدیک به مرگِ مایک اولسن، مایک از تشخیص بیماری کشندهٔ ریه، سالهای افتِ تدریجی پس از آن و راهنمایی معنویای گفت که بهگفتهٔ خودش او را سر پا نگه داشت— از جمله رؤیایی از فرود آمدنِ ریهها از آسمان و اضطراری ناگهانی که باور داشت از سوی خداوند در قلبش افتاد. وقتی بالاخره تماسِ پیوند رسید، با عجله به بیمارستان رفت، بیآنکه بداند این جراحی او را خیلی فراتر از اتاق عمل خواهد برد. صبح روز بعد، جراحان عملِ ۱۲ ساعته را آغاز کردند. بعد از اینکه ریههای جدید سرِ جایشان قرار گرفتند، یک گیره را خیلی زود برداشتند. مایک خونریزیِ مرگبار کرد. او روی تختِ عمل جان داد.
حس میکردم بدنم به سمت سقف بالا میرود و بعد آن نورهای رنگینکمانیِ چرخان را دیدم. فرشتهها بودند، چون شنیدم میخواندند: «مایک دارد برمیگردد خانه. مایک دارد میآید.» داشتند آهنگی میخواندند، مثل یک ملودی. چیزی نبود که تا آن روز مثلش را شنیده باشم. انگار آنقدر خوشحال بودند که من دارم برمیگردم خانه.
بعد، خداوند سخن گفت. و بعد خداوند میان حرف آمد و گفت: «نه، او فقط برای یک دیدار اینجاست.» و انگار مرا کشیدند به آن داخل. داشتند مرا تا بهشت بدرقه میکردند. و بعد آنجا ایستاده بودم، و حالا واقعاً— نه اینکه وحشت کرده باشم—اما داشتم… به خودم نگاه میکردم و میدیدم روشن شدهام؛ سفید، درخشان. بعد به اطرافم نگاه کردم و تا هر جا چشم کار میکرد، انگار به اندازهٔ چندین زمین فوتبال، هر طرف که میچرخیدم نور سفیدِ درخشانی بود، نور سفیدِ درخشان. در برگرفته شده بودم. انگار— به همه میگویم حسش اینطوری بود. حس میکردم در نور شسته میشوم. انگار داشتم پاک میشدم. انگار تپش داشت، و انگار هر اتم، هر—نمیدانم چطور توضیح بدهم— هر مولکول تپش داشت و انگار میگفت: «عیسی، عیسی، عیسی.»
انگار عیسی درون من بود. و من در عیسی بودم. آنجا در بهشت کامل بودم. و انگار در مرورِ زندگیام، داشتم همهچیز را کنار هم میگذاشتم. انگار داشتم در بهشت دنبال گناهانم میگشتم، چون فکر میکردم او حتماً همهٔ کارهایی را که کردهام، همهٔ چیزهایی را که تجربه کردهام میداند. حتماً میداند، اما آنجا نبود. انگار کاملاً از بین رفته بود.
مایک به همسر و پسرخواندهاش روی زمین فکر کرد و حس کرد هنوز کارهای بیشتری برای انجام دادن دارد. بعد یاد اهداکنندهٔ عضو افتاد که ریههایش حالا درون بدن او بود—مردی که جان باخته بود. از روحم گفتم، نه از دهانم؛ از روحم فقط گفتم: «میخواهم از اهداکنندهٔ عضوم تشکر کنم. میخواهم او را ببینم.» و به چپ نگاه کردم، چون دیدم چیزی تکان میخورد. و نگاه میکنم و با خودم میگویم: «این عیسی است و اهداکنندهٔ عضو که آنجا ایستادهاند. فقط همانجا ایستادهاند.» میخواهم با اهداکنندهٔ عضو حرف بزنم، مثلاً: «رفیق، خیلی خوشحالم. برای آن ریهها ممنونم.» و میفهمم انگار او میگوید: «رفیق، ما جلوی حضرت عیسی مسیحِ ایستادهایم.» بعد، عیسی دستش را روی شانهام گذاشت، احتمالاً برای اینکه در افکارم آرامم کند، و گفت: «مایک، اینها ریههای توست. اینها ریههای توست. آنها را بپذیر.»
مایک میگوید جواب داد: «بله.» بعد خودش را دوباره در اتاق عمل دید. او ۱۰ روز در کما بود و به دستگاههای قلب و ریه وصل بود. وقتی همسر مایک دربارهٔ آن همه دستگاه پرسید، یک پرستار همان چیزی را تأیید کرد که جراح به او گفته بود: مایک خونریزیِ مرگبار کرده و مرده بود. در حالی که او هنوز در کما بود، همسر مایک میگوید وقتی در خانه کنار خواهرشوهرش، کِی، نشسته بود، ناگهان چیزی را فهمید که نمیتوانست توضیحش دهد. اسم همسرم پَتی است. گفت: «کِی، من اینجا نشستهام. نمیدانم از کجا میدانم.» میگوید: «یک چیزی ناگهان بر من وارد شده. مایک در بهشت است و توانست از اهداکنندهٔ عضوش تشکر کند، اما نمیدانم از کجا این را میدانم.»
چند روز بعد، وقتی لولهٔ تنفسی را بیرون آوردند، دوست سوئدیِ مایک، جف، با شتاب وارد بخش مراقبتهای ویژه شد تا پیش از هر فرد دیگری یک سؤال از مایک بپرسد. جف با عجله میآید توی اتاق. همین الان آنرا درآورده بودند. من برای اولین بار دارم خودم نفس میکشم. پس دارم به جف نگاه میکنم و او میگوید: «مایک، وقتی آن بیرون بودی… چیزی را تجربه کردی؟» صدایم انگار ۳ پرده پایینتر بود، چون صدایم را از دست داده بودم. گفتم: «بله، بله رفتم بهشت. توانستم از اهداکنندهٔ عضوم تشکر کنم.» با چشمهای گشاد نگاهم میکند و شروع میکند به گریه کردن. همسرم توی راهروست. از راهرو میشنودش. میآید داخل و گریه میکند. و همسرم گفت: «مایک، من این را حتی قبل از اینکه از دهانت بیرون بیاید میدانستم.» گفت: «خداوند قبل از اینکه تو چیزی بگویی، به من گفته بود.»
دوران نقاهت سخت پیش رفت. مایک بعد از جراحی دچار عوارض جدیِ راههای هوایی شد و به عملهای پیدرپی نیاز پیدا کرد—در مجموع بیش از ۱۰۰ بار. با این حال، میگوید در همهٔ این مدت خودش را در حال خدمت به پرستارها و دیگر کارکنان میدید و تجربهٔ نزدیک به مرگش را با هر کسی که به دلگرمی نیاز داشت در میان میگذاشت.
فقط یک چیز را میگویم که در بهشت یاد گرفتم؛ این را به همه میگویم، از آن دیدارِ کوتاهم. ما بابت چیزهای زیادی نگرانی میکنیم. حتی ما مسیحیان هم نگران مسائل مالیمان هستیم. نگران بچههایمان هستیم. اینکه حضرت (عیسی) را خدمت نمیکنند. نگران رابطهمان با همسرمان هستیم، مثل اینکه: «آیا شوهر خوبی هستم؟» و «آیا پدر خوبی هستم؟» «آیا من…؟» و همیشه داریم در همهٔ بخشهای زندگیمان خودمان را میسنجیم. و من فقط به همه میگویم: من آنجا بودهام. و ما پدری بهشتی داریم که ما را دوست دارد. او از گناهان ما چشمپوشی نمیکند. من این را نمیگویم. اما میگویم او عمیقاً ما را دوست دارد. و اگر بتوانیم فقط در همین آرام بگیریم، حتی وقتی از رنج میگذریم، حتی وقتی چیزهایی رخ میدهد که نمیفهمیم، فقط در همین عشق عمیقِ پدر به ما آرام بگیریم. این شیوهٔ فکر کردنِ ما را عوض میکند. به ما آرامشی میدهد که فراتر از هر فهمی است. (Imagine Heaven Podcast with John Burke)