پخش اخبار روزانه – ۳۱ مارس ۲۰۲۶
رئیسجمهور آمریکا، ترامپ، میگوید به درخواست ایران، حملات برنامهریزیشدهٔ آمریکا به تأسیسات انرژی ایران را ۱۰ روز متوقف میکند و همزمان با ادامهٔ مذاکرات، مهلت پنجروزهٔ پیشین را تمدید میکند. او در شبکه اجتماعی "تروث سوشیال" نوشت که گفتوگوها "بسیار خب پیش میروند"، و ۶ آوریل را بهعنوان تاریخ هدف تازه برای پیشرفت در مذاکرات تعیین کرد (Fox News)
تایوان (فورموسا) شورای امور سرزمین اصلی میگوید از اوایل ۲۰۲۴ تاکنون، گزارشاتی مربوط به ناپدید شدن، بازداشتشدن یا محدود شدن آزادی شهروندان تایوانی (فورموسایی) در چین به ۳۱۳ مورد رسیده است و مقامها هشدار میدهند که شمار واقعی احتمالاً بسیار بیشتر است (Taipei Times)
رئیسجمهور آمریکا، ترامپ، میگوید ایران بهعنوان نشانهٔ حسن نیت در مذاکرات جاری، اجازه داده ۱۰ نفتکش از تنگهٔ هرمز عبور کنند و او این را هدیهای سخاوتمندانه توصیف کرد. او میگوید این اقدام نشان میدهد ایران در گفتوگوها جدی است، در حالی که او همچنان برای توافقی فشار میآورد که این گذرگاه دریایی را باز کند و به برنامهٔ هستهای ایران پایان دهد (Reuters)
شرکتهای هواپیمایی در سراسر جهان، با جهش قیمت سوخت جت بر اثر درگیری خاورمیانه، کرایهها و هزینهٔ اضافی سوخت را افزایش میدهند و همین امر شرکتها را وادار میکند بهای بلیت را بالا ببرند، ظرفیت را کاهش دهند و پیشبینیهای مالی را بازنگری کنند (VnExpress)
ماموران مرزی در چندین کشور بهطور معمول تلفنهای مسافران را هنگام ورود بازرسی میکنند و اگر دادههای دیجیتال فعالیت غیرقانونی یا قصد سوءاستفاده از ویزا را نشان دهد، مثلاً برنامهریزی برای کار با ویزای گردشگری، میتوانند ویزا را لغو کنند. در یک مورد که تلویزیون استرالیا نشان داد، یک مسافر آولاکی (ویتنامی) پس از آنکه ماموران نیروی مرزبانی استرالیا [ایبیاف] پیامهای او را خواندند و برنامهٔ پذیرفتن شغلی اعلامنشده را یافتند، از ورود منع شد (VnExpress)
مادران اسرائیلی و فلسطینی همراه با صدها حامی، پابرهنه در رم [ایتالیا] راه رفتند و خواستار صلح شدند و تأکید کردند که هیچ کودکی -ایرانی، اسرائیلی، لبنانی، فلسطینی یا هر کودک دیگری - نباید در ترس بزرگ شود یا در درگیری کشته شود. این مادران برای همهٔ کودکان، کرامت، آزادی و امنیت میخواهند و راهپیمایی خود را به درخواستی مشترک برای آیندهای تبدیل کردند که در آن خانوادهها در هر سوی ماجرا بتوانند بدون خشونت زندگی کنند (Al Jazeera)
بیش از ۱۲۰دانشمند و پژوهشگر از ۱۴ کشور در استان بینه دین [آولاک (ویتنام)] برای دومین کنفرانس بینالمللی گیاهان دارویی و فرآوردههای طبیعی ویتنام (MPNP ۲۰۲۶) گرد آمدند و نزدیک به ۹۰ پژوهش را در حوزههای زراعت، زیستشناسی مولکولی، ترکیبات گیاهی و پیشرفتهای زیستفناوری گیاهان دارویی ارائه کردند (Tuổi Trẻ)
کلیسای کاتولیک پرتغال پس از تحقیقی که با تأمین مالی همین کلیسا در پرتغال انجام شد و هزاران قربانی را شناسایی کرد و به عذرخواهی کنفرانس اسقفان پرتغال انجامید حدود ۱.۸۵ میلیون دلار به ۵۷ بازماندهٔ سوءاستفاده جنسی توسط کشیشان پرداخت خواهد کرد (Reuters)
آولاک (ویتنام) برای کاهش بیش از یکچهارمِ قیمت فزایندهٔ سوخت، مالیات زیستمحیطیِ بنزین، گازوئیل و سوخت هواپیما را موقتاً لغو کرد، زیرا درگیری ایران و تنگهٔ هرمز عرضهٔ جهانی انرژی را مختل کرد و هراس از کمبود را افزایش داده است (Channel News Asia)
شرکت آمریکایی تولیدکنندهٔ تجهیزات پزشکی RevMedx یک فوم تزریقیِ منبسط شونده برای درمان خونریزی شدید شکمی معرفی کرد. این فوم که در یک مطالعهٔ بالینی با موفقیت آزمایش شد، با ایجاد فشار داخلی، وضعیت بیماران دچار تروما را پایدار میکند و در خونریزیهای داخلیِ مرگبار، زمان حیاتی برای جراحی نجاتبخش فراهم میآورد (Syrian Arab News Agency)
کارشناسان توصیه میکنند برای بیشینه کردن انرژی و عملکرد شناختی و در عین حال پرهیز از اختلال خواب، جینسینگ را صبح مصرف کنید. برای جذب بهتر، آن را با پروبیوتیکها همراه کنید و برنامهای روزانه و منظم داشته باشید. هر چند مصرفکنندگان باید از استفادهٔ طولانیتر از چند ماه پرهیز کنند، زیرا ممکن است به سردرد یا بیخوابی بینجامد، و برای پیشگیری از تداخل احتمالیگیاه و دارو بهویژه افراد دارای فشار خون بالا، با متخصصان پزشکی مشورت کنند (Lao Động)
آلو خشک فوایدی برای سلامتی دارد که بسیار فراتر از یک مُلین ساده است. کارشناسان میگویند این میوهٔ خشک سرشار از فیبر، پتاسیم، ویتامین کا و آنتیاکسیدانهاست که گوارش را بهبود میدهند، از سلامت استخوان پشتیبانی میکنند و به کنترل اشتها کمک میکنند. متخصصان توصیه میکنند روزانه حدود ۳ تا ۵ آلو خشک بخورید، اما به افراد مبتلا به بیماری کلیوی، سندرم رودهٔ تحریکپذیر، یا کسانی که رقیقکنندهٔ خون مصرف میکنند، هشدار میدهند با احتیاط عمل کنند (Daily Mail)
کاهش برفانباشتهای زمستانی در سراسر غرب آمریکا مانند هشداری زودهنگام برای فصلهای شدید آتشسوزی جنگلی عمل میکند. خاک و پوشش گیاهی خشکتر، خطر آتشسوزی و آسیب درازمدت به بومسازگان را بهطور چشمگیری افزایش میدهد (Earth.com)
بر پایهٔ آمار شرکت انرژی Chevron، طوفان نَرِل در نزدیکی استرالیا تولید را در دو کارخانهٔ LNG [گاز طبیعی مایع] - که از بزرگترینهای جهاناند - مختل کرده و بیش از ۵٪ از عرضهٔ جهانی را بر هم زده است. این توقفها فوراً بر قیمت و عرضه در بازارهای انرژی آسیا فشار وارد میکند (Channel News Asia)
کمیسیون اروپا یک راهبرد جامع آتشسوزی جنگلی را آغاز کرد که پیشگیری، آمادگی، پاسخگویی و بازسازی را در بر میگیرد، زیرا آتشسوزیها در سراسر اروپا بزرگتر میشوند. این طرح، پایش ماهوارهای را گسترش میدهد ابزارهای مدلسازی آتشسوزی جنگلیِ یاریشده با هوش مصنوعی را توسعه میدهد و ناوگان آتشنشانی rescEU را با ۱۲ هواپیما و ۵ بالگرد تقویت میکند (European Commission)
یک بررسی تازه در نشریهٔ Frontiers in Animal Science هشدار میدهد که قفسهای تهی میتوانند "اتاق پژواک درد" ایجاد کنند؛ جایی که کمبود حرکت، تحریک و تماس اجتماعی، درد و استرس دوستان- حیوان را تشدید میکند، در حالی که محیطهای غنیشده به فعال شدن سامانههای طبیعیِ تسکین درد و بهبود رفاه کمک میکنند (Earth.com)
تایوان (فورموسا) پس از خشکترین زمستان در ۷۵ سال گذشته که ذخیرهٔ مخزنهای اصلی غرب کشور را بهشدت کاهش داده، سهمیهبندی آب را اعمال کرده و انتقال اضطراری آب را به جریان انداخته است، و این امر اقدامات سراسری صرفهجویی و برنامههای شتابگرفته برای خط لولههای جدید و کارخانههای شیرینسازی آب را برای جلوگیری از کمبود گستردهتر داخلی برانگیخته است (Taipei Times)
دریاهای گستردهای از شکوفههای لطیف و صورتیِ هلو، دشتهای بیپایان پیرامون ورویا [یونان] را به پردهای صورتی و خیرهکننده تبدیل کردهاند و بازدیدکنندگان شادمان را جذب میکنند که میان درختان خوشبو قدم میزنند، سلفی میگیرند و از این تماشای افسونگر بهاری لذت میبرند (Euronews)
پژوهش دانشگاه آکسفورد [بریتانیا] نشان میدهد که گرایش به رژیمهای وگان و گیاهخواری میتواند نیاز جهانی به نیروی کارِ مرتبط با تولید غذا را تا ۲۸٪ کاهش دهد. کارشناسان خواستار حمایت سیاستی برای مدیریت گذار از پرورش فشردهٔ اشخاص- حیوان به باغبانی هستند (Plant Based News)
Bliss By Anju در هند، تنقلات وگان و برچسب پاک را با دستورهای بدون روغن و بدون لبنیات عرضه کرد. این برند "غذا بهمثابهٔ دارو" که از مسیر سلامتِ آنجو کالهان، بنیانگذار آن، الهام گرفته است، برای مصرفکنندگان سلامتمحوری که از راه خوردن آگاهانه در پی تندرستی هستند، تنقلات سنتی و مغذی ارائه میدهد (India's News.net)
Schouten Europe یک فیلهٔ وگانِ مرغ با بهرهگیری از فناوری اختصاصی الیاف معرفی کرد تا بافت گوشتِ اشخاص- حیوان را بازآفرینی کند. این محصول با امتیاز Nutri-Score A [بالاترین درجهٔ کیفیت تغذیهای] با استفاده از روشی برای بافتدهی که در مقایسه با فرایندهای مورد استفادهٔ دیگر تولیدکنندگان جایگزین گوشتِ اشخاص- حیوان انرژی کمتری میبرد اثرات زیستمحیطی خود را کاهش میدهد (Food Ingredients First)
شرکت آمریکایی Fabled Voyages برنامهٔ "همراهان خانگی در کشتی" را راهاندازی کرد و به ساکنان اجازه میدهد با همراهان سگ و گربهٔ خود تمام دنیا سفر دریایی کنند. در برابر دریافت هزینه، مراقبان از خدمات آرایش، مراقبت دامپزشکی و محلهای پیادهروی روی کشتی بهرهمند میشوند. این برنامه بر مسافران بلندمدت و بازنشستگان تمرکز دارد (Daily Mail)
معلم بازنشسته، له ترونگ کین، در آولاک (ویتنام) دوچرخههای قدیمی را در استان نین بینه بازسازی میکند. او بیش از ۲۰ سال است که قطعات دورریختهشده را تعمیر میکند تا برای صدها دانشآموز محروم که در پی تحصیلهستند، وسیلهٔ رفتوآمدی رایگان و قابلاعتماد فراهم کند (VietnamPlus)
شخص- سگ قهرمان، "بیر"، یک کولی ۱۱ ساله [نژاد کاری] که برای یافتن اشخاص- کوآلا آموزش دیده بود، رسماً بازنشسته شد. او بیشتر بخاطر نجات بیش از ۱۰۰ همشهروند- کوآلا در جریان آتشسوزیهای ویرانگر "تابستان سیاه" استرالیا در سالهای ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۰ شناخته میشود (Taipei Times)
سخن تأملبرانگیز روز: "انسانی که به کم قانع نباشد، هرگز به زیاد هم قانع نخواهد شد." استاد روشنضمیر ارجمند و فیلسوف محترم، سقراط (گیاهخوار) (All Good Quotes)
در قسمت ۱ از ۲ تجربهٔ نزدیک به مرگِ جان دیویس، جان، فروشندهای آمریکایی، شرح میدهد که چگونه در ۲۱ سالگی هنگام یک جراحی معمولی جان باخت و خود را در جایی یافت که آن را مرکز راهنماییِ عظیم توصیف میکند؛ جایی که ارواح پس از مرگ به آنجا میرسند.
جان در کالیفرنیا بزرگ شد، جایی که پدرش در کار فروش بود. یک سال، پدرش در یک مسابقه فروش برنده شد که موپد، نوعی موتورسیکلت کمهزینه و کوچک، هم بخشی از جایزهاش بود و خانواده با آنها در محله رفتوآمد میکردند. در یکی از این گردشها، جان با شدت به درختی خورد و زردپیهای دست راستش کنده شد و برای پیوند دوبارهٔ آنها به جراحی نیاز پیدا کرد. جان در ۲۱ سالگی هرگز پیش از آن جراحی نشده بود و نمیدانست باید انتظار چه چیزی را داشته باشد. مادرش او را به درمانگاه برد، اما وقتی مادهٔ بیهوشی را به او دادند، جان واکنشی وحشتناک نشان داد - قلبش از تپش ایستاد و جان باخت.
در همان ثانیهٔ بعد، در زیباترین ساختمانی ایستاده بودم که در عمرم دیده بودم. از سنگ مرمر سفیدِ زیبا ساخته شده بود و آنقدر طولانی بود که نمیتوانستم انتهای این ساختمان را ببینم. و اولین فکرم این بود که، "اوه خدای من، اصلاً نمیدانستم بیمارستان اینقدر بزرگ است،"چون نمیدانستم که مردهام. در تمام این سفری که در آن بودم، حتی نمیدانستم مردهام تا وقتی که دیگر همهچیز تمام شده بود. شنیدم، "نام من آلن است. من راهنمای روحیِ تو هستم." و او شروع کرد به گفتنِ هر آنچه میدیدم. هرچه را به من نشان میداد، هر جایی را که مرا به آن میبرد، تمام مدت در گوشم با من صحبت میکرد. و تکتک چیزهایی را که گفت، به یاد آوردم. او گفت، "جایی که من بودم، داخل مرکز راهنمایی بود. اینجا جایی است که ارواح وقتی یک عمر را به پایان میرسانند، به آن میآیند."
پس به سمت راستم نگاه کردم و تا هرجا که چشم کار میکرد، ستونهای عظیمِ سفیدِ مرمری بود، شاید ۲۰ یا ۳۰ فوت [۶ یا ۹ متر] ارتفاع داشتند و حدود ۶ فوت [۱.۸ متر] از هم فاصله داشتند، و این تا هرجا که میدیدید ادامه داشت. در میانهٔ این ساختمان، جایی که ایستاده بودم، همهٔ این میزها بود که تقریباً اندازهٔ یک میز معمولیِ آشپزخانه بودند و باز هم تا دوردست ادامه داشتند و حدود ۶ فوت [۱.۸ متر] از هم فاصله داشتند. و پشت هر یک از این میزها، دو نفر نشسته بودند. و راهنمایم گفت، "اینها مشاوران راهنمایی هستند." و بعد در سمت چپم، وقتی به چپ نگاه کردم، همهچیز از مرمر بود و به نظر میرسید درگاههایی را از دل مرمرِ یکپارچه بریده باشند. آنها تونل بودند. و این تونلها همان چیزی است که مردم از آن عبور میکنند. پس وقتی کسی از دنیا میرود، از تونل پایین میرود و وقتی وارد نور سفید میشود، سرانجام در مرکز راهنمایی قرار میگیرد.
جان تماشا کرد که مردی سالخورده از یکی از تونلها بیرون آمد.
و او اینگونه بود، دست راستش را روی سینهاش گذاشته بود، انگار درد سینه داشت. و راهنمایم گفت، "او همین الآن بر اثر حملهٔ قلبی از دنیا رفت." پس زنی که پشت میزی نشسته بود که از همه به آن تونل نزدیکتر بود، بلند شد. به سوی او رفت. دستانش را در دستهای خود گرفت و او را به سوی میز بازگرداند و آنها روبهروی هم نشستند. و بعد او شروع کرد با او صحبت کردن. راهنمایم آلن گفت که کار این مشاوران راهنمایی این است که به افراد کمک میکنند به یاد بیاورند از کجا آمدهاند. زیرا وقتی ما وارد یک زندگی میشویم، بسیار اندکاند کسانی از ما که به یاد میآورند از کجا آمدهاند، چون ما از زمین نیستیم. ما از بهشت هستیم، یا از آن سوی دیگر، از زندگیِ پس از مرگ، هر نامی که میخواهید بر آن بگذارید. آنجا "خانه" است. زمین فقط جایی است که موقتاً به آن میآییم. پس من تماشا میکردم که او با این آقایی که تازه از دنیا رفته بود صحبت میکند و ناگهان او شروع به تغییر کرد. او از یک مرد سالخورده به مردی جوان در دههٔ ۳۰ زندگیاش تبدیل شد. پس این مرد این گفتوگو، این مکالمه، را با این مشاور راهنمایی به پایان رساند. او دوباره به آن کسی که واقعاً در آن سوی دیگر هست، تبدیل شد و از جا برخاست و به سوی آن ستونها رفت. او از سه پله پایین رفت و وارد جایی شد که من آن را باغها مینامم، زیباترین باغهای عظیم و گستردهای که تا به حال دیدهاید، با چمن زمردین و گلها و درختان. زیبا بود.
و همهٔ آن مردم آنجا بودند و راهنمایم گفت، "آنچه الآن رخ میدهد این است که این آقا دیدار دوبارهاش را خواهد داشت." و معنای آن این بود که همهٔ کسانی که او در طول زندگیاش میشناخت و پیش از او از دنیا رفته بودند، مانند پدر و مادر، پدربزرگ و مادربزرگ، دوستان، دیگر اعضای خانواده، همه آنجا منتظرش بودند. دلیل اینکه همهٔ آن مردم آنجا بودند این است که وقتی مردم برای یک عمر به زمین میآیند، این موضوع بسیار بزرگی است، چون زمین سیارهای بسیار سخت برای بودن است. به من گفته شد که اینجا یکی از سختترینِ همهٔ جهانهای دیگر است. و صرفِ این واقعیت که کسی به اینجا میآید، یعنی باید مبارز یا جنگجو باشد. آدم باید برای آمدن به جایی مانند زمین نیرومند باشد. و بنابراین همهٔ آن مردم آنجا بودند تا به او تبریک بگویند. و این برای همهٔ ما رخ خواهد داد. همهٔ ما وقتی بازمیگردیم، این دیدارهای دوباره را خواهیم داشت.
آلن سپس جان را به ساختمانی عظیم از مرمر سفید برد که در تمام پیرامون بیرونیاش ستون داشت. درون آن، اتاقی کاملاً گرد بود که شبیه سالن سینما به نظر میرسید.
و بالای سرم همهٔ این پردههای سینما بود، درست همانطور که در یک سالن سینما میبینید. و حتماً ۱۵ یا ۲۰ پردهٔ متفاوت از اینها بالای سرم بود. و راهنمایم گفت، "این مرور زندگی است." ناگهان، تکتک این پردههای سینما روشن شدند و همهشان شروع کردند به پخش فیلمهایی دربارهٔ من. روی هر پرده، بخش متفاوتی از زندگیام پخش میشد، روی یک پرده، بخشی از من در نوزادی پخش میشد. روی پردهای دیگر، مرا در شیرخوارگی نشان میداد. روی پردهای دیگر، مرا در نوپایی نشان میداد. روی پردهای دیگر، مرا در نخستین روز کودکستانم نشان میداد. و انگار زندگیام را روی تکتک این پردهها تماشا میکردم. و آنچه در این باره جالب است این است که راهنمایم گفت مرور زندگی بزرگترین آموزگار روح است. و آنچه رخ میدهد این است که ما واقعاً میتوانیم احساس کنیم اعمالمان در طول زندگیمان چه اثری بر دیگران گذاشته است. اگر عمداً به کسی آسیب بزنید، وقتی مرور زندگیتان را دارید، واقعاً احساس خواهید کرد که آن چه حسی دارد. و راهنمایم آلن گفت که این بزرگترین آموزگار روح است، زیرا همین به مردم میآموزد که آسیب زدن به دیگران درست نیست. کشتن دیگران درست نیست. ارتکاب خشونت درست نیست. و اینگونه به من گفته شد که روح اینگونه میآموزد.
آلن سپس چیزی را که جان آن را زندگیهای گذشته توصیف کرد، به او نشان داد. پس، پرده روشن میشود و فیلمی در حال پخش است، اما فیلمی دربارهٔ زندگی من است. و من شبیه اکنونم نبودم، اما فقط میدانستم که این، خودِ من هستم، با دیدن آن. و من مردی سالخورده بودم. سرم تراشیده بود. جامهای سرخ، یا ردایی، بر تن داشتم و در صومعهای بودم و کارم در آن زندگی این بود که به کودکان یاد بدهم چگونه راهب شوند، و آن زندگی جایی در جنوبشرقی آسیا بود. و بعد پرده خاموش شد. او گفت، "یکی دیگر را به تو نشان خواهم داد." پرده دوباره روشن شد و باز هم من بودم، اما این بار ارابهدستیِ چوبیای را هل میدادم و همهٔ این کفشها را درون این ارابهدستی روی هم چیده بودم. و در آن زندگی، کاری که انجام میدادم این بود که کفشهای مردم را تعمیر میکردم. من ارابهدستی را در خیابانی سنگفرش هل میدادم و کفشها را، وقتی تعمیر میشدند، دوباره به خانه یا روستای همه تحویل میدادم، و آن زندگی جایی در شرق اروپا رخ داده بود.
آنچه بعد رخ داد، جان را رودررو با موجودی قرار داد که با هیچفرد دیگری که هرگز دیده بود، همانند نبود. وقتی به چهرهٔ او نگاه کردم، انگار همهٔ این نور از او بیرون میتابید. او با همهٔ کسانی که دیده بودم فرق داشت. همهٔ این نور بیرون میتابید و من نمیتوانستم ویژگیهای چهرهاش را ببینم. فردا برای قسمت ۲ از ۲ تجربهٔ نزدیک به مرگِ جان دیویس با ما همراه شوید. (NDE Journey)