پخش اخبار روزانه – ۲۱ آوریل ۲۰۲۶
در سومین کنفرانس بینالمللی سودان که ۱۵ آوریل در برلین [آلمان] برگزار شد، اتحادیه اروپا و کشورهای عضو آن برای رسیدگی به بحران انسانیِ روبهوخامت سودان ۸۱۲.۱۴ میلیون یورو تعهد کردند، از جمله ۳۶۰.۸ میلیون یورو از بازوی اجرایی اتحادیه اروپا یعنی کمیسیون اروپا برای کمک در داخل سودان و به پناهندگان در کشورهای همسایه، در حالی که قحطی شدت میگیرد و بیش از ۳۳ میلیون نفر به کمک نیاز دارند (European Commission)
اداره پلیس نیویورک در آمریکا میگوید سرقت از فروشگاهها در سهماههٔ نخست ۲۰۲۶ در مقایسه با سهماههٔ نخست ۲۰۲۵، ۲۰٪ کاهش یافته است و دلیل آن را برخورد سختگیرانه با دزدانِ تکراریِ فروشگاهها و قانون ایالتیِ ۲۰۲۴ میداند که به مقامها اجازه میدهد چندین سرقت را در اتهامهای سنگینتر تجمیع کنند (New York Post)
ارزیابی جدید IPC [طبقهبندی مرحلهای یکپارچه امنیت غذایی] هشدار میدهد که نزدیک به ۶ میلیون هائیتی با ناامنی حاد غذایی روبهرو هستند، زیرا خشونت باندها، آوارگی، تکانههای اقتصادی و هزینه بالای سوخت، بحران انسانی کشور را عمیقتر میکند و ۱.۸ میلیون نفر در شرایط اضطراریاند (Reuters)
غذاهای فوقفرآوریشده با تقویت تجمع چربی در عضلات ران، خطر آسیب مفصل زانو را افزایش میدهند. مطالعهای از دانشگاه کالیفرنیا، سانفرانسیسکو [آمریکا] مصرف بالای چنین غذاهایی را با کیفیت پایین عضلات مرتبط میداند. این چربی پشتیبانی زانو را ضعیف میکند و استرس، التهاب و خطر آرتروز را افزایش میدهد. دانشمندان برای محافظت از سلامت بلندمدتِ مفاصل، کاهش مصرف را توصیه میکنند (Fox News)
چرتهای طولانیِ بیش از ۶۰ دقیقه ممکن است به سلامت آسیب بزنند و خطر بیماریهای قلبیعروقی، دیابت و چاقی را افزایش دهند. کارشناسان هشدار میدهند که خواب طولانیِ روزانه سوختوساز و ریتم شبانهروزی را مختل میکند و در عین حال "گیجی پس از خواب" و منگی بهبار میآورد. برای بیشینهکردن فواید، بدون اثر گذاشتن بر استراحت شبانه، پزشکان توصیه میکنند چرتهای کوتاه را به ۲۰ تا ۳۰ دقیقه محدود کنید تا انرژی بهطور مؤثر بازیابی شود و بهرهوری بعدازظهر حفظ شود (VnExpress)
سرخک بهسرعت در سراسر آمریکا گسترش مییابد و کالیفرنیا بدترین شیوع خود را در هفت سال گذشته گزارش کرده است، در حالی که یوتا، میشیگان، تگزاس و ایالتهای دیگر ابتلاهای جدید را تأیید کردهاند. شمار موارد در سراسر کشور از ۱۷۰۰ فراتر رفته است و وضعیت حذف بیماری را تهدید میکند که کشور در سال ۲۰۰۰ به آن دست یافت، زمانی که ویروس دیگر بهطور مداوم در گردش نبود (Daily Mail)
بارشهای شدید ناشی از گردباد دریایی در روستایی دورافتاده در پاپوآ گینه نو رانشهای مرگبار زمین به راه انداخت و ۱۰ نفر را کشت. سیلاب و جادههای بهشدت آسیبدیده، عملیات نجات فوری را در سراسر این منطقهٔ ویران و صعبالعبور بهطور چشمگیری به تأخیر انداخته است (The Watchers)
رعدوبرقهای شدید در دو شهر تونس و یک شهر الجزایر، تگرگهایی تا ۳ سانتیمتر بر زمین انباشتند و زمین را مانند برف پوشاندند. هواشناسان هشدار میدهند که آبوهوای وخیم در تمام دنیا در حال شدتگرفتن است، با بارانهای سیلآسا در مرکز ایتالیا و رعدوبرق در بخشهایی از شمالشرق آمریکا (The Guardian)
سازمان ملل و سازمان جهانی هواشناسی هشدار میدهند که زمین در سال ۲۰۲۷ از حدود بحرانی اقلیم فراتر خواهد رفت، زیرا گرمایش جهانی با اِل نینوِ نیرومند همراه میشود و عدم تعادل انرژی سیاره را به سطوح اضطراری میرساند (Soha)
نیروهای پلیس ایالتی آلاسکا [آمریکا] پس از آنکه ۲۵ اشخاص- سگ سورتمه مرده در یک لانهٔ نگهداری دریاچههای کزول در شمال ویلو پیدا شدند، تحقیقات دربارهٔ بدرفتاری با اشخاص- حیوان را آغاز کردهاند، این اتفاق در پی ماهها هشدار نادیدهگرفتهشده از طرف سورتمهرانان محلی صورت گرفته؛ کسانی که میگویند اداره رفاه حیوانات منطقه ماتانوسکا-سوسیتنا، با وجود گزارشهای مکرر از بیتوجهی، در مداخله ناکام مانده است (Anchorage Daily News)
یک پروژهٔ بزرگ احیای طبیعت در بریتانیا بیش از ۱۵ میلیون صدف های جوان را در دریای شمال رها خواهد کرد تا صخرههای تاریخی پیرامون اورکنی [اسکاتلند، بریتانیا] را بازسازی کند، و پژوهشگران میگویند بسترهای احیاشده میتوانند آغازگر بهبود گستردهٔ بومسازگان باشند و پس از استقرار، مقدار چشمگیری کربن را جذب و ذخیره کنند (The Guardian)
CATL [شرکت فناوری آمپرکس معاصر محدود]، سازندهٔ چینیِ باتری که ۳۷٪ از بازار جهانیِ باتریِ EV [خودروی برقی] و ذخیرهسازی انرژی را در اختیار دارد، میگوید برای گسترش سامانههای دریاییِ باتریمحور "از هیچ تلاشی فروگذار نخواهد کرد" و بخش دریایی خود را دو برابر میکند تا باتریهای تخلیهبالا برای شناورهای نزدیکساحل توسعه دهد، و بر الگوی تعویض باتری و راهکارهای هیبریدی خود تکیه میکند، زیرا بخش کشتیرانی در پی جایگزینهای کمانتشارتر برای سوختهای سنگین است (Good News Network)
پدرگوئر، شهرداری کوچکی در کوستا بلانکای اسپانیا، از شهرهای عضو بزرگتر پیشی گرفت، پس از گردآوری بیش از ۴۲۷ تُن پسماند زیستی در سال ۲۰۲۵، که بالاترین پاداش عملکردی را که "کنسرسی ماره" - کنسرسیوم عمومی منطقهایِ مدیریت گردآوری پسماند آلی - توزیع کرد، به دست آورد و با الگوی تفکیک خانگی که مواد آلی پاکتر فراهم میکند، هزینههای فرآوری را کاهش میدهد و مستقیم وارد چرخهٔ اقتصاد چرخشی میشود که در آن کمپوست باکیفیت از کشاورزی محلی پشتیبانی میکند. (EuroWeekly News)
کلمبیا که از توقف مذاکرات اقلیمی سازمان ملل ناخرسند شده است، در کنفرانسی در ۲۸ تا ۲۹ آوریل در سانتا مارتا [کلمبیا] با هلند و بیش از ۵۰ کشورِ حامی، یک "ائتلاف داوطلبان" تازه تشکیل میدهد تا گذار جهانی دور از سوختهای فسیلی را شتاب بخشد و بنبستی را که مقاومت آلایندههای بزرگ ایجاد کرده است، بشکند (The Guardian)
بازار جهانی روغن جلبک تا سال ۲۰۳۶ بهسوی رقم پیشبینیشدهٔ ۳.۷۶ میلیارد دلار جهش میکند. افزایش تقاضا برای امگا-۳های پایدار و وگان، نوآوری در مکملهای غذایی را پیش میبرد و جای منابع روغن ماهی را میگیرد (Morningstar)
به مناسبت چهلمین سالگرد خود، پناهگاه اشخاص- حیوانِ فارم سنکچوری در آمریکا نخستین "روز پناهگاه" را در ۱۷ آوریل برگزار میکند. بیش از ۱۶۰ پناهگاه شخص- حیوان در تمام دنیا برای گرامیداشت و ترویج شفقت، کرامت و جهانی مهربانتر متحد میشوند (VegNews)
پنیر هندوانه [پنیر جنوب آسیایی] بهعنوان جایگزینی وگان برای لبنیات پدیدار شده است. تولیدکنندگان دانهها را خیس کرده و آسیاب میکنند تا قالبهایی بدون آلرژن و سرشار از مواد مغذی بسازند. این گزینهٔ نوآورانه وگان، جایگزینی بدون سویا و سودمند برای قلب برای آشپزخانههای سنتی جنوب آسیا فراهم میکند (Telegraph India)
سازمان غیرانتفاعی بینالمللیِ "آزادی خرس ها" دو توله خرس سیاه آسیایی را از یک فروش غیرقانونی در فیس بوک در لائوس نجات داد. این تولهها که حالا در پناهگاه حیاتوحش لوانگ پرابانگ [لائوس] در اماناند، در حالی مراقبت فوری دریافت میکنند که مقامها قاچاقچی اینترنتی را بازداشت کردهاند (A-Z Animals)
ساکنان در ویتنام (آولاک) در استان لائو کای، یک شخص-میمون کمیابِ سرخچهره را در منطقهای مسکونی بهسلامت گرفتند و به جنگلبانان تحویل دادند. کارشناسان در مرکز حفاظت از حیاتوحش هوآنگ لین اکنون پیش از رهاسازی برنامهریزیشدهاش در طبیعت از او مراقبت میکنند (Trang Trại Việt)
کارکنان راهآهن بریتانیا پس از برخورد قطار با یک شخص-قو در نزدیکی ویندزور در ۱۶ آوریل، او را نجات دادند. این دوست پرنده در پناهگاه قو برای آسیبهای بال و پا مراقبت تخصصی دریافت میکند (BBC)
سخن روشنضمیری روز: "هیچ کاری را روی زمین آغاز نکنید مگر آنکه پایانش در بهشت باشد؛ در راهی گام نگذارید که به بهشت نمیرسد." – قدیس روشنضمیر ارجمند، شاربل مخلوف (وگان) (Catholic Ace)
پیشتر در قسمتهای ۱ و ۲ از ۴ از تجربهٔ نزدیک به مرگ جفری اولسن، این نویسنده و سخنران آمریکایی شرح داد که چگونه یک تصادف ویرانگر همسرش تامارا و پسر نوزادش گریفین کشته شد، چگونه نور هنگامی که زیر لاشهٔ خودرو گیر افتاده بود به سراغش آمد، چگونه همسر درگذشتهاش از او خواست که بازگردد و چگونه بعدتر با بدن درهمشکستهٔ خودش روبهرو شد، دوباره وارد آن شد و تأیید دریافت کرد که تامارا در اتاق تروما حضور داشته است.
نزدیک پایان بستری ۶ ماههاش در بیمارستان، و حالا دور از داروهای مخدر سنگین، جفری به خوابی عمیق فرو رفت. و نکتهٔ عجیب این بود که میدانستم خواب هستم. انگار آگاهیام میگفت، "اوه، وای. تو واقعاً آرام خوابیدهای." و همین که این را تجربه میکردم، آن نور دوباره آمد، همان نوری که در صحنهٔ تصادف بود. این نور آمد و مرا دربر گرفت و آرامم کرد. احساس میکردم بالای تخت بیمارستان بالا میروم. اما این بار، نور انگار ناپدید شد. آن پراکنده شد و من در زیباترین، زیباترین مکان بودم. منظورم این است که مردم از واژههایی مثل بهشت، جهان ارواح، آن سوی هستی استفاده میکنند. واژهای که از همه به آنچه من تجربه کردم نزدیکتر بود، این بود: "من در خانه بودم." احساس میکردم در خانه هستم. یعنی انگار، آه، من در خانهام. چقدر آشنا بود. چقدر خوشامدگویانه بود. و من کامل بودم. هر دو پا را داشتم. هر دو کف پا را داشتم. از شادی سرشار بودم. و شروع کردم به دویدن، انگار میتوانستم حس کنم، یعنی حس میشد تجربهای بسیار جسمانی باشد. میدویدم و میتوانستم انرژی زمین را زیر پاهایم حس کنم. میتوانستم آگاهی در رانها و ساقها و انگشتان پاهایم را حس کنم و این تجربهای جسمانیِ شگفتانگیز بود.
سپس جفری در امتداد راهرویی بهسوی یک گهواره کشیده شد و درون آن گریفین بود، پسر ۱۴ ماههاش که در تصادف جانباخته بود. و آن گهواره را دیدم، بهسویش دویدم و درونش را نگاه کردم و پسر کوچکم آنجا بود. او همانقدر آرام خوابیده بود که وقتی در راه بازگشت به خانه، در آینهٔ عقب نگاهی به او انداخته بودم. و همهچیز یادم آمد، مثلاً متوجه شدم مژههایش چقدر بلند بود و همهاش عشق بود و او را در آغوش کشیدم. او را بلند کردم و اینرا فیزیکی حس میکردم. یعنی وقتی کودکِ خوابیدهای را بلند میکنید، گرما و وزنش را حس میکنید. و من پسر کوچکم را در آغوش گرفتهام. و شروع کردم به گریستن و فکر میکردم، "این نمیتواند واقعی باشد." اما آنقدر واقعی بود. مثلاً میتوانستم احساس کنم قفسهٔ سینهاش باز میشود. میتوانستم گرمای بدنش را حس کنم. حتی خم شدم و بوی موهایش را استشمام کردم. و با خودم گفتم، "خودش است."
و در حالیکه او را در آغوش گرفته بودم و منقلب بودم، آن حضور را پشتسرم حس کردم که هر لحظه نزدیکتر و نزدیکتر میشد. و من پسر کوچکم را در آغوش گرفته بودم و فقط در شگفتی بودم. حال او خوب است. حال او خوب است. چطور ممکن است؟ و آن حضور نزدیکتر و نزدیکتر شد تا درست پشت سرم ایستاد. و بعد احساس گناه به شکلی هولناک شروع کرد به بالا آمدن. با خودم فکر میکردم پسر کوچکم اینجاست چون من تصادف کردم. زندگی او کوتاه شد چون من خوابم برد یا منحرف شدم یا فرمان را بیش از حد چرخاندم. و آن حضور درست پشت سرم بود و من پسر کوچکم را در آغوش گرفته بودم و گریه میکردم و پشیمانی بسیاری و احساس گناه بسیاری داشتم و واقعاً این فکر به ذهنم آمد که "امیدوارم بتوانم بخشیده شوم." و با همان فکر، انگار این بازوان الهی مرا و پسر کوچکم را در بر گرفت و نگه داشت. و بعد انگار در گشوده شد. مثل یک سیلاب بود که حس میشد از بالای وجودم، از سراسر هستیام فرو میریزد. و نخستین پیام این بود: "چیزی برای بخشیدن وجود ندارد. همهچیز در نظم الهی است."
آنچه پس از آن آمد، یک مرور زندگی بود، برخلاف هر چیزی که جفری انتظارش را داشت - نه یک داوری، بلکه یک درس بود. شروع کردم به دیدن زندگیام. میگویند زندگی از جلوی چشمانت میگذرد. اما نگذشت. من داشتم زندگیام را میدیدم. لحظههای مشخص، آدمهای زندگیام، برادرانم، خانوادهام، کسانی که با آنها مهربان بودهام، کسانی که با آنها مهربان نبودهام. و دربارهٔ آن قضاوت بسیار داشتم. اما در حالی که در آغوش این آفریدگار الهی بودم، انگار تنها چیزی که از من پرسیده شد این بود، "چه آموختی؟ چه آموختی؟" و بنابراین من به این موقعیتها نگاه میکردم، و شروع به قضاوت در مورد آنها میکردم، اما بعد اینطور میشد که، خب، بله، من این را یاد گرفتم آن را یاد گرفتم، به نوعی داشتم فایدهی این اتفاقها را میدیدم یا اگر بخواهیم بگوییم، رشد و گسترش روحیای را که این تجربهها در زندگیمان به همراه داشتند. حتی چیزهایی را دیدم که با خودم میگفتم: «این کار اشتباه بود.» میدانستم نادرست بود و با این حال انجامش دادم. و آن وجود زیبایی که مرا در آغوش داشت، پیام داد: "این قضاوت تو دربارهٔ آن است، نه قضاوت ما. ما تو را دوست داریم. تو همانقدر گرانبها و کامل و محبوبی که آن پسر کوچکی که در آغوش داری." و آنجا بودم در حالیکه پسرم را در آغوش گرفتهام. این موضوع چند برابر میشود، چون فرزندم را در آغوش دارم. و در آغوش چیزی هستم که من آن را خدا مینامم. و به من گفته میشود: "بله، تو تا این اندازه برای ما ارزشمند و شناختهشده و محبوب هستی." و وقتی میگویم "ما"، حس میشد انبوهی از فرشتگان، از الوهیت، از جنبههای مردانه و زنانه حضور دارند. یعنی حس میکردم کل کیهان گرد آمده است تا به زندگی کوچک و سادهٔ من بنگرد. و هر چند من در میان این همه عشق، آن را کاملاً متفاوت میدیدم.
در قسمت ۴، به جفری یک انتخاب داده شد: در خشم بماند، در احساس گناه بماند یا آنقدر اعتماد کند که پسرش را دوباره به دستان خدا بسپارد. و به من گفته شد که میتوانم پسر کوچکم را بازپس بدهم، که میتوانم انتخاب کنم او را بسپارم و اعتماد کنم... فردا برای قسمت ۴ از ۴ از تجربهٔ نزدیک به مرگ جفری اولسن با ما همراه شوید. (Beyond The Light (NDE))