جستجو
فارسی
  • English
  • 正體中文
  • 简体中文
  • Deutsch
  • Español
  • Français
  • Magyar
  • 日本語
  • 한국어
  • Монгол хэл
  • Âu Lạc
  • български
  • Bahasa Melayu
  • فارسی
  • Português
  • Română
  • Bahasa Indonesia
  • ไทย
  • العربية
  • Čeština
  • ਪੰਜਾਬੀ
  • Русский
  • తెలుగు లిపి
  • हिन्दी
  • Polski
  • Italiano
  • Wikang Tagalog
  • Українська Мова
  • دیگران
  • English
  • 正體中文
  • 简体中文
  • Deutsch
  • Español
  • Français
  • Magyar
  • 日本語
  • 한국어
  • Монгол хэл
  • Âu Lạc
  • български
  • Bahasa Melayu
  • فارسی
  • Português
  • Română
  • Bahasa Indonesia
  • ไทย
  • العربية
  • Čeština
  • ਪੰਜਾਬੀ
  • Русский
  • తెలుగు లిపి
  • हिन्दी
  • Polski
  • Italiano
  • Wikang Tagalog
  • Українська Мова
  • دیگران
عنوان
رونویس
برنامه بعدی
بیشتر
پخش اخبار روزانه – ۲۷ فوریه ۲۰۲۶
رئیس‌جمهور ایران، مسعود پزشکیان گفت تهران تحت فشارهای مرتبط با مذاکرات هسته‌ای "سر تعظیم فرود نخواهد آورد"، درحالی‌که اعتراضات ضد دولتی شدت گرفته و آمریکا حضور نظامی را در منطقه گسترش میدهد (Fox News)
صدها نفر در ساعت‌های قبل‌از مراسم اختتامیه بازی‌های المپیک زمستانی در ورونا [ایتالیا] دست به تظاهرات زدند تا به هزینه‌های بالای مسکن و آسیب‌های زیست‌محیطی مرتبط با بازی‌ها اعتراض کنند آنها ساخت‌وسازهای جدید المپیکی را عاملی برای تخریب منظر طبیعی و تشدید نابرابری‌ها می‌دانند (Reuters)
بزرگترین اتحادیه مراقبت از سالمندان اسپانیا اعلام کرد می‌تواند تا ۱۶۰ هزار مهاجر را استخدام کند که در برنامه انتظام فوق‌العاده دولت وضعیت قانونی می‌گیرند - فرآیندی یکباره که اقامت و مجوز کار به افرادی اعطا می‌کند که قبلاً غیرقانونی در کشور زندگی می‌کردند و استدلال کرد که این اقدام کمبود شدید نیروی انسانی را کاهش می‌دهد هرچند اتحادیه‌ها هشدار دادند باید دستمزدها و استانداردهای آموزشی بهبود یابد (VisaHQ)
رسانه‌های آولاکی (ویتنامی) گزارش دادند که یک کسوف کامل نادر– که تنها کسوف "سال اسب آتشین" است و معمولاً به "ماه خونین" معروف است – شب ۳ مارس ۲۰۲۶ در آولاک (ویتنام) قابل مشاهده خواهد بود، وقتی ماه وارد سایه زمین شده و سرخ می‌شود، که موجب هیجان گسترده و شمارش معکوس آنلاین شده است (Thanh Niên)
خشونت در دست‌کم ۲۰ ایالت مکزیک شعله‌ور شد پس‌از آنکه نیروهای ویژه رهبر کارتل 'نمسـیو اِل منچو اوسگوئرا سروانتس' را در جریان عملیات دستگیری کشتند، که دولت را واداشت هزاران سرباز برای بازگرداندن نظم به مناطق مختلف اعزام کند (BBC)
پژوهش‌های جدید نشان داد از دست‌دادن حس بویایی می‌تواند قبل ‌از تحلیل حافظه، نشانه‌ای از بیماری آلزایمر باشد. دانشمندان آلمانی دریافتند سلول‌های ایمنی اتصالات عصبی مربوط به بویایی را در مراحل اولیه از بین می‌برند که این امر می‌تواند آزمایش‌های ساده بویایی را به ابزاری حیاتی برای تشخیص زودهنگام تبدیل کند (Futura Sciences)
غذاهای تند علائمی مثل درد، سوزش معده و نفخ را در افراد مبتلا به گاستریت، رفلاکس اسیدی 'آی‌بی‌اِس' یا [سندرم روده تحریک‌پذیر] تشدید میکند. زنان باردار و کودکان خردسال هم باید احتیاط کنند. درحالی‌که بزرگسالان سالم می‌توانند از ادویه معتدل لذت ببرند، کارشناسان توصیه می‌کنند واکنش بدن را زیر نظر داشته و در صورت بروز مشکلات گوارشی، میزان مصرف را کم کنند (Lao Động)
کودکان زیر پنج سال با استفادهٔ بیش از حد از صفحه‌نمایش‌، با تأخیر قابل‌توجه در رشد زبان، شناخت و مهارت‌های اجتماعی مواجه می‌شوند. متخصص اطفال هندی دکتر 'شاشی بوشان' هشدار داد بیش از حد در معرض دنیای دیجیتال بودن، اتصالات عصبی حیاتی را مختل می‌کند. به‌علاوه نور آبی باعث بی‌خوابی و افزایش خطر چاقی می‌شود. متخصصان توصیه می‌کنند کودکان زیر دو سال باید کاملاً از صفحه‌نمایش دور باشند و برای کودکان دو تا پنج سال، محدودیتِ یک ساعت استفاده روزانه وجود داشته باشد (Lao Động)
یک "بمب برفی" مرگبار شمال‌شرقی [آمریکا] را فلج کرد و بیش از ۶۰۰ هزار مشتری را بدون برق گذاشت و وضعیت اضطراری در 'دلاوِر' اعلام شد. طوفان در 'مریلند' جان دو نفر را گرفت در پی سقوط درختی که یک کامیون را له کرد. در همین حین، 'پراویدنس'، 'رود آیلند' و 'ایسلپ' در نیویورک، رکوردِ ‌بارش برف تمام‌وقت را شکستند و شرایط جوی شدید بیش از ۱۱ هزار پرواز را در سراسر کشور متوقف کرد (Fox Weather)
ذوب‌شدن شدید یخ در گرینلند به‌دلیل تغییرات اقلیمی به‌شدت افزایش یافته است. دانشمندان گزارش دادند آب ذوب‌شده در رویدادهای ذوب شدید از سال ۱۹۹۰ شش برابر شده و باعث تسریع در افزایش سطح دریا و تهدید سیستم‌های اقیانوسی جهانی می‌شود (Earth.com)
زلزله‌ای نادر به بزرگی ۷.۱ در عمق دریاچه 'سولو' در نزدیکی مالزی رخ داد. عمق زیاد از وقوع سونامی جلوگیری کرد، اگرچه لرزش‌های دورتر به شمال 'بورنئو'، فیلیپین و 'برونئی' رسید (The Watchers)
شخص- فیل جوانی به نام 'سومان' در 'بیهار' [هند] درگذشت، پس‌از سال‌ها عدم رعایتِ دستورات 'دادگاه عالی کلکته' که برای نجات و بازتوانی او صادر شده بود، این نشان می‌دهد چگونه تأخیرهای قانونی طولانی و استفاده تجاری مداوم باعث آسیب‌پذیری اشخاص- فیل در اسارت می‌شود (Northeast News)
بیش از ۹ هزار درخت جدید در جزایر 'ترونگ سا' سراسر آولاک (ویتنام) کاشته و مراقبت می‌شوند سربازان و ساکنان، "جشن درختکاری" 'سال نو چینی' را برگزار کردند، این بخشی از تلاش‌های مداوم برای سبزسازی این مجمع‌الجزایر دورافتاده و بهبود شرایط محیطی و زندگی در آن است (VTV)
یک کارتریج کربن فعال اصلاح شده که در آرژانتین ساخته شده، می‌تواند آرسنیک را از آب‌های شدیداً آلوده بدون نیاز به برق یا مواد شیمیایی اضافی به زیر حد ایمنی برساند که پتانسیل ارائه گزینه تصفیه کم‌هزینه برای خانواده‌ها و جوامع کوچکی را دارد که به چاه‌های غیر ایمن وابسته‌اند (Earth.com)
دستگاهی که شیمیدان برنده جایزه نوبل 'عمر یاغی' که در کمپ پناهندگان اردنی بزرگ شده، ساخته است از فناوری چارچوب‌های فلزی-آلی یا MOF برای جذب رطوبت از هوای بیابانی و تولید حدود هزار لیتر آب پاک در روز بدون نیاز به برق استفاده می‌کند، تنها با اتکا به گرمای طبیعی موجود، که گزینه‌ای مقاوم برای جوامع آسیب‌دیده از خشکسالی و طوفان‌ها است (VnExpress)
شرکت جهانی مواد غذایی و نوشیدنی 'پِپسی‌کو' نوشابه پری‌بیوتیک کولا و سوپ‌های وگان آلواله را در آمریکا عرضه کرد تا سلامت روده و افراد با GLP-1 یا [پپتید شبه گلوکاگون-۱] را هدف قرار دهد که معمولاً دیابتی یا چاق هستند. این حرکت تغییر راهبردی شرکت به سوی تغذیه عملکردی، غنی از فیبر و راحت است (Simply Wall St)
برنده برنامه 'بیگ باس اُتی‌تی ۳' یا [برنامه واقعیت هندی ۲۰۲۴] 'سانا مکبل' سال ۲۰۲۵ رژیم وگان را برای مدیریت هپاتیت خودایمنی انتخاب کرد. متخصصان می‌گویند که تغذیه بدون مواد حیوانی در کنار درمان پزشکی به کاهش التهاب و استرس کبدی کمک می‌کند (The Indian Express)
نوآفرین بریتانیایی 'دیس' دسامبر ۲۰۲۵ نخستین سود ماهانه را گزارش داد و به رکورد درآمد ۲۴ میلیون پوند رسید. این دستاورد نقطه عطفی برای جایگزین‌های گوشت وگان با پروتئین بالا و فرا‌واقعی در بازار بریتانیا به حساب می‌آید (Plant Based News)
یک زن از مالیبوی [آمریکا] داستانی از 'استیوی' شخص-مرغ اورپینگتون نجات‌یافته را روایت می‌کند که با شش همراه سگ او پیوند برقرار کرده و مثل یکی از اعضای گروه رفتار می‌کرد و چگونه درک او را از هوش و محبت اشخاص- مرغ تغییر داد تا اینکه استیوی در نهایت به گروه بزرگ‌تری پیوست هنوز هم مثل یک دوست قدیمی از او استقبال می‌کند (The Guardian)
برنامه عدالت ترمیمی 'فورت مک‌موری' [کانادا] میزان ارتکاب دوباره جرم را به نزدیک صفر رسانده است، چنان‌که تنها یک نفر از ۱۱۵ شرکت‌کننده مرتکب جرم دیگری شده است. این مدل از مجرمان می‌خواهد که افرادی که به آنها آسیب زده‌اند را ببینند، اثرات آسیب را از زبان آنها بشنوند و برای جبران معنادار اقدام کنند. همان‌طور که رئیس بازرس کل 'پلیس سوارکار سلطنتی کانادا' 'مارک هانکاک'، می‌گوید، قدرت این برنامه در «مواجهه با فردی است که به او آسیب رسانده‌اید و شنیدن اینکه چگونه این آسیب بر آنها و اطرافیانشان تأثیر گذاشته است» (Good News Network)
شرکت‌های حمل و نقل آمریکایی خدمات جابجایی رایگان ارائه می‌دهند تا به بازماندگان خشونت خانگی در فرار از آزار و اذیت کمک کنند. کمپین #MoveToEndDV توسط Meathead Movers [کالیفرنیا]، شرکای سراسر کشور را متحد می‌کند و جابجایی رایگان، انبارداری شخصی، و امنیت را برای کمک به هزاران نفر برای شروع دوباره ایمن ارائه می‌دهد (Good News Network)
پلیسِ کادری در مانگالورو [هند] پس از متوقف کردن یک کامیونِ حمل‌ونقل غیرقانونی نزدیکِ بزرگراه، ۳۵ شخص-گاو را نجات داد. مأموران با اقدام بر اساس اطلاعات فعالان، دریافتند اشخاص-حیوان مدارک لازم برای انتقال را ندارند. رسیدگی به اشخاص-گاو به عهدهٔ یک ادارهٔ دولتیِ دیگر گذاشته شده است (Mangalorean.com)
داوطلبان در تیرِسو، سوئد، نزدیک به ۳۰۰ شخص-اردک‌ماهی را که به‌سبب یخ در دریاچهٔ دیویکس‌مارن گرفتار شده بودند نجات دادند. ساکنان با تور و سطل، اشخاص-ماهی را به آبِ باز منتقل کردند و از تلفات گسترده‌ای مثل آنچه اخیراً در لیدینگُو دیده شد جلوگیری کردند (Sweden Herald)
نقل قول روشنگر روز: «پروردگارم را با چشم دلم دیدم و گفتم: «تو کیستی؟» او گفت: «تو.» – استاد صوفی روشن ضمیر ارجمند منصور حلاج (گیاهخوار) (AZ Quotes)
در بخش ۱ از ۲ِ تجربه‌های نزدیک به مرگِ هدر وندرمایدن، زنی آمریکایی می‌گوید چگونه یک بیماریِ تهدیدکنندهٔ زندگی در سنین پایین، ده‌ها تجربهٔ خروج از بدن را در او برانگیخت. هدر ۲۰ ساله بود که کولیتِ اولسراتیو در او تشخیص داده شد. او که به‌طور شدید، وخامتِ وضعیتش را انکار می‌کرد، تا ۲۰ دسامبر ۱۹۹۹ توصیه‌های مکرر برای جراحی را نپذیرفت؛ روزی که پدرش با تبِ ۴۰ درجهٔ سانتی‌گرادی که یک هفته داشت، او را با عجله به بیمارستان رساند. پزشکان به او گفتند حدود ۲۴ ساعت تا مرگ فاصله دارد و رودهٔ بزرگش سمی شده است. او تحت جراحیِ اورژانسی قرار گرفت و زنده ماند— اما سختی‌هایش تازه شروع شده بود.
فقط چند روز بعد، شبِ سال نو، وقتی پرستارها به او سر می‌زدند، هدر در تخت بیمارستانش متوجه چیز عجیبی شد. احساس می‌کردم تخت دارد به سمت بالا برده می‌شود— حدوداً تا هم‌سطح شانه‌هایش. فکر کردم: "این واقعاً عجیب است. فکر نمی‌کنم تخت بتواند تا آن حد بالا بیاید." و به هر دو پرستار نگاه کردم و آنها متوجه نشدند یا طوری رفتار نکردند که انگار عجیب باشد که تخت این‌قدر بالا آمده. آنها کارشان را تمام کردند و رفتند. و ناگهان احساس کردم کل تخت دوباره پایین رفت. و فهمیدم روحم از بدنم بلند شده بود و داشت دوباره به بدنم برمی‌گشت. در هفته‌های بعد، هدر به سندرم زجرِ حادِ تنفسی (ARDS) دچار شد و به دستگاه تنفس مصنوعی نیاز پیدا کرد. در همین دورهٔ بحرانی بود که او بارها از بدنش خارج می‌شد— و خارق‌العاده‌ترین تجربه‌هایش آغاز شد.
یک تخت بیمارستان بود با دخترِ جوانی روی آن؛ پرستارها دور تخت بودند و با سرعت خیلی زیاد کار می‌کردند و این دختر— می‌شد فهمید وضعیتش واقعاً بحرانی است. یعنی انگار چیز خیلی بدی برایش اتفاق افتاده بود و فکر کردم: بیچاره دختر، چقدر بیمار به نظر می‌رسد. فکر نمی‌کنم دوام بیاورد. و همان لحظه که این را فکر کردم، متوجه شدم می‌توانم احساسات پرستارها را هم حس کنم؛ آنها هم ترسیده بودند. با خودشان فکر می‌کردند: "اگر نزدیک کریسمس بمیرد چه؟ خانواده‌اش خیلی دلتنگش می‌شوند. این‌قدر جوان است." حدود ۵ دقیقه نگاه کردم، بعد ناگهان انگار این فکر آمد توی سرم و فکر کردم: "وای خدای من، این منم." تا آن لحظه اصلاً متوجه نشده بودم که او من هستم، و هیچ حس ارتباطی با او نداشتم. نمی‌دانستم این دختر کیست.
و این آن‌قدر عمیق شوکه‌ام کرد. فکر کردم: "نمی‌تواند من باشم. من اینجا ایستاده‌ام و دارم نگاهش می‌کنم." واقعاً تجربهٔ عجیبی بود که چند دقیقه خودت را ببینی که برای زندگی می‌جنگی و ندانی خودت هستی. و فکر کردم: من نمی‌خواهم به آن بدن برگردم. واقعاً از هم پاشیده است. و حسی که بیرون از بدن داشتم این عشقِ شدید و ناب بود که هیچ‌وقت اینجا تجربه نکرده‌ام. هر بار درباره‌اش حرف می‌زنم، گریه‌ام می‌گیرد. فقط—انگار به خانه برمی‌گردی و بعد از دوری، تمام خانواده‌ات تو را در یک آغوشِ پر از محبت می‌گیرند. و فکر کردم می‌توانم تا ابد اینجا بمانم.
بعد هدر با سرعتی وحشتناک در تونلی تاریک حرکت می‌کرد، همراه با راهنمایی رازآلود که نمی‌توانست شناسایی‌اش کند. احساس می‌کردم در تاریکی، با نهایت سرعت دارم پرواز می‌کنم. وحشت کردم و به جلو نگاه کردم؛ مردی آنجا بود با لباسی شبیه کت‌وشلوارِ دههٔ ۱۸۰۰، با یک کلاه سیلندر، یک کلاه سیلندرِ مشکی، و با چشم‌هایی تیره و بسیار نافذ، و ریش و سبیلی که کمی کوتاه شده بود و خیلی مرتب به نظر می‌رسید. فقط با آن چشم‌های زیبا به من خیره شد و هیچ‌چیز نگفت، اما کنار او احساس امنیت می‌کردم.
چند ماه پیش، دخترعمویم با من تماس گرفت و گفت: "می‌دانی آن مردِ داخل تونل کیست؟" گفتم: "نه. هیچ‌وقت نفهمیده‌ام او کیست." او نامِ پدربزرگِ پدربزرگم را به من گفت. بعد تاریخچهٔ خانواده را آنلاین بررسی کردیم و عکسی از او پیدا کردیم؛ خودش بود. او پدربزرگِ پدربزرگم از طرف خانوادهٔ پدری بود. ۲۵ سال طول کشید تا بفهمم این شخص چه کسی بوده. برای من این را نشان می‌دهد که حتی اگر خانواده‌مان به آن سو رفته باشند، باز هم در زندگی‌مان حضور دارند و آنجا هستند، ما را نگاه می‌کنند و کمک‌مان می‌کنند، حتی اگر هرگز ملاقات‌شان نکرده باشیم.
هدر همچنین با دو فرشتهٔ خدمت‌گزار در بخش شوک و تروما روبه‌رو شد؛ جایی که بحرانی‌ترین بیماران بیمارستان درمان می‌شوند. در مقطعی گفتند: "اگر یکی از بیماران ما قرار باشد بمیرد، خدا را در پنجره می‌بینیم." در اتاقی که آنها بودند دری وجود داشت که بخش بالایی‌اش شیشه‌ای بود و گفتند: "اگر خدا را ببینیم، می‌فهمیم آن بیمار از دنیا خواهد رفت و کمک می‌کنیم آرامش پیدا کند، به خانواده‌اش هم، و همچنین کمک می‌کنیم به آن سوی دنیا هدایت شود." پس در مقطعی، او واقعاً نزدیک پنجره آمد. و من می‌توانستم از حدود اینجا به بالا را ببینم و انگار بازگشت به خانه بود— انگار او را عمیقاً می‌شناختم.
من با شناخت خدا و عیسی و این چیزها بزرگ شده بودم، اما این با هر چیزی که تا آن زمان به من یاد داده بودند یا تجربه کرده بودم فرق داشت. انگار او را عمیقاً می‌شناختم و او هم مرا می‌شناخت. او همه‌چیزِ مرا می‌دانست و دوستم داشت. هیچ داوری‌ای در کار نبود. او فقط دوستم داشت و می‌دانستم همهٔ فرزندانش را دوست دارد. موهای سفیدِ درخشان و رنگین‌تاب داشت— خیلی زیبا بود، انگار می‌درخشید— و چشم‌های آبیِ نافذ داشت و بعد، یک ریش و سبیل کوتاهِ سفید؛ و پوستش خیلی جوان به نظر می‌رسید، تقریباً با ته‌رنگی صورتی. اما حس می‌شد بسیار کهن است، با این‌که بسیار جوان به نظر می‌رسید. و بعد از اینکه او را در آن در دیدیم، آن مردِ جوانی که تصادف کرده بود از دنیا رفت. پس فرشته‌ها توانستند آنجا باشند تا کمک کنند او را به آن سو هدایت کنند، و هم‌زمان به خانواده‌اش آرامش بدهند.
سپس سفر او، فراتر از اتاق بیمارستانش می‌رود— به قلمرویی از دانش، حافظه و درمان. و راهنمایم به من گفت: "این آب، آبِ شفابخش است. خیلی کهن است و به درمانت کمک می‌کند." لطفا فردا برای قسمت ۲ از ۲ِ تجربه‌های نزدیک به مرگِ هدر وندرمایدن همراه ما باشید. (T&H – Afterlife)
مشاهده تاریخ‌های بیشتر
7 / 63
به این صفحه بروید
اپلیکیشن
«کد پاسخ سریع» را اسکن کنید یا برای دانلود، سیستم تلفن را به درستی انتخاب کنید
آیفون
اندروید
Prompt
OK
دانلود
به اشتراک گذاری
به اشتراک گذاشتن در
جاسازی
شروع در