جستجو
فارسی
  • English
  • 正體中文
  • 简体中文
  • Deutsch
  • Español
  • Français
  • Magyar
  • 日本語
  • 한국어
  • Монгол хэл
  • Âu Lạc
  • български
  • Bahasa Melayu
  • فارسی
  • Português
  • Română
  • Bahasa Indonesia
  • ไทย
  • العربية
  • Čeština
  • ਪੰਜਾਬੀ
  • Русский
  • తెలుగు లిపి
  • हिन्दी
  • Polski
  • Italiano
  • Wikang Tagalog
  • Українська Мова
  • دیگران
  • English
  • 正體中文
  • 简体中文
  • Deutsch
  • Español
  • Français
  • Magyar
  • 日本語
  • 한국어
  • Монгол хэл
  • Âu Lạc
  • български
  • Bahasa Melayu
  • فارسی
  • Português
  • Română
  • Bahasa Indonesia
  • ไทย
  • العربية
  • Čeština
  • ਪੰਜਾਬੀ
  • Русский
  • తెలుగు లిపి
  • हिन्दी
  • Polski
  • Italiano
  • Wikang Tagalog
  • Українська Мова
  • دیگران
عنوان
رونویس
برنامه بعدی
بیشتر
پخش اخبار روزانه – ۷ مارس ۲۰۲۶
حمایت از پناهندگان در بریتانیا از ۲ مارس ۲۰۲۶ برای تمام بزرگسالانی که درخواست پناهندگی می‌دهند، به حمایتی موقت تبدیل می‌شود و هر ۳۰ ماه یک‌بار مورد بازبینی قرار می‌گیرد. این سیاست جایگزین مسیر قبلی پنج‌ساله می‌شود که تقریباً به‌طور خودکار به اقامت دائم منتهی می‌شد، و نظام پناهندگی را به‌سوی مدلی سوق می‌دهد که در آن افراد زمانیکه کشورشان امن تشخیص داده شود به وطن خود بازمی‌گردند (Gov.uk)
در سال ۲۰۲۵، رکوردِ ۴.۵ میلیارد ین [حدود ۲۸.۶ میلیون دلار] پولِ نقدِ گم‌شده به پلیسِ توکیو [ژاپن] تحویل داده شد که درستکاریِ مدنیِ استثناییِ ژاپن را برجسته می‌کند، زیرا بیشتر پرونده‌ها از اماکن عمومی آغاز می‌شوند و میلیاردها ین با موفقیت به صاحبان بازگردانده می‌شود (Kyodo News)
کرهٔ جنوبی سال تحصیلی ۲۰۲۶ را با ۲۱۰ مدرسهٔ ابتدایی که هیچ دانش‌آموزِ کلاسِ اولی ثبت‌نام نکرده‌اند آغاز می‌کند و چندین مدرسهٔ روستایی مراسمِ آغاز سال را فقط برای یک کودک برگزار می‌کنند، زیرا نرخِ زاد‌و‌ولدِ فوق‌العاده پایینِ طولانی‌مدتِ کشور، کلاس‌ها را در سراسر کشور خالی کرده است (Tuổi Trẻ)
دولتِ بریتانیا تا سقف ۱۵۰هزار پوند بودجهٔ هدفمند فراهم می‌کند تا به کتابخانه‌های عمومی در مناطقِ محرومِ انگلستان کمک کند «سال ملیِ کتاب‌خوانی ۲۰۲۶» را پشتیبانی کنند، همراه با جوایزِ نقدیِ تازه برای تقویت پروژه‌های محلیِ کتاب‌خوانی و نیرومند کردن نقشِ کتابخانه‌ها در گسترش فرصت و دسترسیِ جامعه به یادگیری (Gov.uk)
یک ساندویچ فروشی قدیمی در [آولاک (ویتنام)] با نام «بان می» در ایالت کانکتیکات (HCM) پس از بستری شدن ۲۲ مشتری با تب، گرفتگی عضلات شکم، استفراغ، و اسهال پس از صرف وعده‌های غذایی شامل ساندویچ‌های گوشت خوک کبابی مخصوص این فروشگاه، به کانون نگرانی‌های مربوط به مسمومیت غذایی تبدیل شده است، این امر باعث بازرسی‌های بهداشتی و نگرانی‌های تازه‌ای در مورد خطرات آلودگی در بخش رو به رشد غذاهای خیابانی در آولاک (ویتنام) شده است (Zing News)
برای کمک به تازه‌شدنِ نفس و پشتیبانی از سلامتِ دهان، با آبِ نمکِ گرم غرغره کنید آبِ نمک به کاهشِ باکتری‌های زیان‌آورِ دهان و آرام‌کردنِ لثه‌های ملتهب کمک می‌کند و تجمعِ پلاک که باعثِ بوی بدِ دهان و تحریکِ لثه می‌شود را کاهش می‌دهد. می‌تواند به بهبود پس از اقداماتِ دندان‌پزشکی کمک کند و ناراحتیِ خفیفِ دهان مثل گلودرد یا زخم‌های دهانی را تسکین دهد. کارشناسانِ دندان‌پزشکی می‌گویند شست‌وشو با نمک یک مکملِ ساده و کم‌هزینه در کنار مسواک‌زدن و نخ‌دندانِ منظم برای دندان‌های تمیزتر و نفسِ بهتر است (Lao Động)
دانشمندان ویتامین ب۷ را به‌عنوان یک "مجوز" سوخت‌وسازی برای بقای سرطان شناسایی می‌کنند تومورها از این ویتامین استفاده می‌کنند تا از وابستگی به گلوتامین عبور کنند و ویتامین ب۷ را به آسیب‌پذیریِ حیاتی تبدیل می‌کنند که پزشکان می‌توانند آن را هدف بگیرند تا رشدِ تهاجمیِ تومور را متوقف کنند (SciTech Daily)
تمرینات کوتاه صبحگاهی، سفتی مفاصل را بعد از ۵۵ سالگی کاهش می‌دهد. بزرگسالان بالای ۵۵ سال اغلب با سفتی مفاصل از خواب بیدار می‌شوند که به دلیل کاهش گردش خون، کاهش مایع سینوویال و بی‌حرکتی در طول شب است، نه بیماری حاد. ۵ تا ۸ دقیقه حرکت ملایم، روانکاری را بازیابی می‌کند، انعطاف‌پذیری را بهبود می‌بخشد و درد را به طور ایمن کاهش می‌دهد. از کشش شدید در حالی که مفاصل "سرد" هستند خودداری کنید. ۴ تمرین بدون تجهیزات را در خانه انجام دهید:
+ تکان‌دادنِ مچِ پا ۱۰ تا ۱۵ تکرار برای هر طرف؛ + بازکردنِ زانو در حالتِ نشسته ۸ تا ۱۲ تکرار برای هر پا، با مکثِ ۱ تا ۲ ثانیه؛ + چرخشِ شانه در حالتِ ایستاده همراه با کششِ دست به بالای سر ۸ تا ۱۰ تکرار در هر جهت؛ + دایره‌زدنِ لگن در حالتِ ایستاده ۶ تا ۱۰ تکرار برای هر طرف.
اگر خشکی بیش از ۶۰ دقیقه همراه با ورم، گرمی، قرمزی یا تشدیدِ درد ادامه یافت، مراقبتِ پزشکی بگیرید (Báo Sức khỏe và Đời sống)
افزایش شوری آب، تهدیدی برای پیشروی ۶۰ کیلومتری به سمت خشکی در دلتای مکونگ در آولاک (ویتنام) در ماه مارس امسال است. مقامات از کشاورزان می‌خواهند که آب شیرین را ذخیره کنند زیرا جزر و مد، سیستم‌های آبیاری را به خطر می‌اندازد (VietnamPlus)
مطالعه‌ای بر روی آتش‌سوزی‌های گذشته جنگلی نشان می‌دهد که آتش‌سوزی‌های خاموش در خاک‌های آلی سوئد، مقادیر زیادی کربن قدیمی را آزاد کرده‌اند که قبلاً توسط ماهواره‌ها از نظر پنهان مانده بود. دانشمندان هشدار می‌دهند که سوختگی‌های عمیق‌تر در زمین‌های باتلاقی و لایه‌های ضخیم خاک آلی، با گرم شدن آب و هوای شمال، گرمایش جهانی را تسریع می‌کنند (Earth.com)
یک مطالعه جدید از دانشگاه وین [اتریش] نشان می‌دهد که کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای ارزان‌ترین بیمه‌نامه جهان است. سرمایه‌گذاری در اقدامات اقلیمی اکنون اقتصادها را از بلایای بسیار پرهزینه‌تر آینده و آسیب به زیرساخت‌ها محافظت می‌کند (Euronews)
یک منطقه حفاظت‌شده جدید برای اشخاص-اسبِ حیات‌وحش در کوه‌های شوماوا در مرز چک، آلمان و اتریش تأسیس می‌شود، جایی که گله ای از منطقه حفاظت‌شده طبیعی میلوویتس [جمهوری چک] رها می‌شود تا به احیای تنوع زیستی و مدیریت چشم‌انداز از طریق چرای طبیعی کمک کند (EnviroNews Nigeria)
بر پایهٔ گزارشِ «وضعیتِ هوای جهانی» در سال ۲۰۲۵، آلودگیِ هوا در غنا در سال ۲۰۲۳ بیش از ۳۲مرگ را رقم می‌زند، از جمله یک‌سومِ همهٔ مرگ‌های ناشی از سکته، سرطانِ ریه، عفونتِ دستگاهِ تنفسیِ تحتانی و مرگ‌های نوزادی، زیرا آلودگیِ خانگی و محیطی یکی از بالاترین نرخ‌های مرگ‌ومیرِ مرتبط با آلودگی را در دنیا پیش می‌برد (MyJoyOnline)
لیگ ملی فوتبال آمریکا [NFL] با برگزاری سوپربال در ورزشگاه لوییز در سانتا کلارا، کالیفرنیا، به یک رویداد خالصِ کربن صفر دست یافته است، این اقدام با بهره‌گیری از انرژی خورشیدی، ژنراتورهای بیودیزلی، برنامهٔ گستردهٔ بازیافت و اهدای خلاقانهٔ مواد انجام می‌شود. در نتیجه صدها تُن پسماند بازیابی شده، موادی مانند توری‌های حصار و فرش‌ها برای استفادهٔ جامعه دوباره به کار گرفته می‌شوند و انتشارهای باقی‌مانده نیز جبران می‌شود تا این رویداد عظیم ورزشی کمترین اثر زیست‌محیطی را داشته باشد (Good News Network)
بر اساس یک مدلِ شارِ با وضوحِ بالا، درختانِ شهری در مونیخ [آلمان] در روزهای اوجِ تابستان آن‌قدر دی‌اکسیدِ کربن جذب می‌کنند که انتشارهای ترافیکیِ شهر را به‌طورِ کامل خنثی کنند، و گاه حتی از آن فراتر بروند، و این مدل نشان می‌دهد درختان به‌عنوان چاهک‌های اصلیِ کربنِ شهری عمل می‌کنند، در حالی که مناطقِ چمن‌زار دی‌اکسیدِ کربن بیشتری از آنچه جذب می‌کنند منتشر می‌کنند و در مجموع، پوششِ گیاهی حدود ۲٪ از انتشارهای سالانه را جبران می‌کند (Mirage News)
بازارِ وگان ایتالیا ۱۱٪ رشد می‌کند، زیرا جایگزین‌های بدونِ گوشتِ اشخاص-حیوان به ۴۵٪ از مصرف‌کنندگان رسیده‌است با انگیزهٔ سلامت و تنوعِ غذایی، فروشِ برگرهای وگان و شیرهای گیاهی جهش می‌کند (Green Queen)
شربت افرای خالص تقریباً همیشه وگان است و فقط حاوی شیره درخت جوشیده است. در حالی که اکثر تولیدکنندگان از ضد کف‌های مشتق شده از حیوانات مانند گوشت خوک صرف نظر می‌کنند، برخی از آنها از زغال استخوان استفاده می‌کنند. مصرف‌کنندگان باید برچسب‌های «۱۰۰٪ خالص» را انتخاب کنند و از ترکیبات حاوی عسل یا طعم‌دهنده‌های لبنی خودداری کنند (PETA)
مجریِ آولاکی (ویتنامی) «دای نغیا» اعتکاف مینیمالیستیِ «دا لات» با نام "مُک هوانگ وین" را رونمایی می‌کند او که گیاهخوارِ پایبند و بودایی است، یک باغِ ارگانیک پرورش می‌دهد تا از سبکِ زندگیِ گیاهیِ دیرینه و نیکوکاریِ خود پشتیبانی کند (NGHỆ AN 24H)
انجمنِ نجاتِ کریترز، پناهگاهِ پرندگانِ شکاریِ نورث اسکای و دامپزشکان با موفقیت یک شخص-جغدِ جیغ‌کشِ شرقی را که بالِ شکسته داشت و افسر پلیس تایا کَتِروود در ژانویه پیدایش کرده بود، بازتوانی می‌کنند این دوستِ پرنده پس از جراحی به آسمانِ میشیگان [امریکا] بازمی‌گردد (Mlive)
آتش‌نشانانِ لاگرنج [جورجیا، امریکا] پنج شخص- گربه را از آتش‌سوزیِ خانه نجات دادند با وجود دودگرفتگی، شهروندان-گربه مراقبتِ دامپزشکیِ فوری دریافت می‌کنند و دوباره به مراقبشان می‌پیوندند علتِ آتش‌سوزی هنوز نامشخص است (The LaGrange Daily News)
آتش‌نشانانِ اتاوا [کانادا] مردی و یک شخصِ- سگ را پس از آنکه از میان یخِ رودخانهٔ ریدو سقوط کردند نجات دادند این آقا پس از دیدنِ افتادنِ دوستِ سگش به آب تلاش کرده بود او را نجات دهد، اما خودش هم وارد رودخانه شد. گروه‌ها با استفاده از سامانه‌های مهارشده، ظرف چند دقیقه به آن دو می‌رسند. هیچ‌کدام به بستری شدن نیاز نداشتند، اما مقام‌ها دربارهٔ رفتن روی یخِ ناپایدار هشدار دادند (Mixvale)
سخن روشنگرِ امروز: "وقتی با عشق به مردم نگاه می‌کنید، خود را دگرگون می‌کنید و در قدرت رشد می‌کنید. انجامش دهید و باور داشته باشید که می‌تواند رخ دهد" – استاد روشن‌ضمیر ارجمندِ برادریِ سپیدِ بزرگ، استاد موریا (گیاهخوار) (Morya.org)
می‌توانستم سیاره‌ها را ببینم. می‌توانستم شهرها را ببینم. می‌توانستم اشخاصِ عجیبی را ببینم که نمی‌شناختم. مثل این بود که یک نوارِ ویدئویی را با سرعتِ تند پخش می‌کردند. در اصل، همه‌چیز با سرعت از مقابلم می‌گذشت. در بخش ۱ از ۲ تجربهٔ نزدیک‌به‌مرگِ کیارن میس، هنرمند و مدیومِ بریتانیایی، کیارن میس، روایت می‌کند چگونه در ۵ سالگی مُرد، بدون بدنش از میانِ بیمارستان عبور کرد، با موجودیتی باستانی دیدار کرد که دانش کیهانی را در او بارگذاری کرد، و بعدها بخشِ بیمارستانی را که گفته بود بدون بدنش از آن عبور کرده است تأیید کرد، و سال‌ها بعد چشم‌اندازی واقعی را یافت که با منظره‌ای که در آن تجربه دیده بود هم‌خوانی داشت
کیارن کودکی عادی و شاد بود که در آکسفورد زندگی می‌کرد. روزهایش را با بازی با دوستان و خانواده می‌گذراند و از کودکیِ نسبتاً بی‌دغدغه لذت می‌برد. روزی با مادرش در راهِ خانهٔ مادربزرگش بود. آنها شروع کردند از خیابان در گذرگاهِ عابر پیاده رد شوند. همهٔ خودروها ایستاده بودند، و کیارن نیمهٔ راه را طی کرده بود که اتفاقی خارق‌العاده رخ داد.
صدایی را در گوشِ راست خود شنیدم صدا گفت، "نباید اینجا باشی" و همان لحظه، همه‌چیز سیاه شد. یادم هست در این خلأ بی‌پایان، در تاریکیِ بی‌پایان بودم. آن موقع دربارهٔ اینکه چه رخ می‌دهد پرسشی نکردم، چون خیلی سریع اتفاق افتاد. فقط خودم را در اتاقی بی‌انتها و خالی یافتم. و لحظه‌ای بعد، دردناک‌ترین درد را احساس کردم. این خودرو مستقیم رد شده بود و از روبه‌رو به من برخورد کرده بود. در واقع، مرا آن سوی خیابان خوابانده بودند. بدنم به‌طرز وحشتناکی آسیب دیده بود. مردم دورم را گرفته بودند، و برای تماس با خدماتِ اورژانس و همچنین دستگیریِ کسی که می‌کوشید از محل دور شود، هیاهوی زیادی بود.
کیارن را با دردِ شدید با شتاب به بیمارستان رساندند. او نمی‌توانست پاهایش را تکان دهد - کاملاً شکسته بودند. او را برای جراحیِ سنگین بردند تا جلوی آسیب را بگیرند و وضعیتش را پایدار کنند. در خلالِ این تجربه، خودم را در راهرویی یافتم. پیش‌تر، یادم هست دردِ عظیمی داشتم. نمی‌توانستم پاهایم را حرکت دهم. کاملاً شکسته بودند. هر چند دوباره ایستاده بودم. در حالی که در راهرو ایستاده بودم، گیج شده بودم. چیزی نادرست به نظر می‌رسید. به دلیلی، دوباره می‌توانستم بایستم. اما واقعیت شبیه چیزی که پیش‌تر می‌شناختم نبود. شبیه دنیایی بود که می‌شناختم، اما فقط عجیب به نظر می‌رسید. رنگ‌ها دقیقاً همان رنگ‌هایی نبودند که می‌شناختم. همه‌چیز جامد به نظر می‌رسید، اما نه کاملاً. انگار شبیه نورِ جامد بود.
کیارن خود را در بخشِ کودکان یافت. کوشید برای پرستارانی که در راهرو راه می‌رفتند دست تکان دهد، اما واکنشی نشان ندادند. از اتاقی به اتاقِ دیگر رفت، و برای کودکانی که روی تخت بودند و پزشکان دست تکان داد، اما هیچ‌کس نمی‌توانست او را ببیند. فهمید همه‌چیز فوق‌العاده پُرجزئیات است - می‌توانست هر ترکِ دیوار، هر تکه زبالهٔ دورریخته، روپوش‌های پزشکان که به دیوار آویزان بود و انواع محصولاتِ دارویی را ببیند. احساس می‌کرد نامرئی است.
سرانجام به انتهای این راهرو رسیدم. به چپ رفتم، به راست رفتم و در نهایت این اتاقِ خالی را پیدا کردم. و آنجا دری بزرگ با پنجره‌ای شیشه‌ای بود. از پشت آن می‌توانم ببینم که سمتِ راست، تا سقف، سوراخ‌های بزرگی در دیوار وجود داشت. آنها این گشودگی‌ها، این درها و انواع ابزارهای فلزی را در داخل داشتند. سمتِ چپ، این کمدها را دیدم، روپوش‌های پزشکان هم هنوز بود، اما چیزی در این اتاق عجیب به نظر می‌رسید. و بهترین راهی که می‌توانم توصیفش کنم، روبه‌رو شدن با بی‌نهایت است. چیزی آنجا بود که من از نظر جسمی نمی‌توانستم ببینمش، اما آنجا بود و گسترده، و عظیم بود. مثل یک پارادوکس بود، مثل اینکه زمان در خودش تا می‌خورد.
و وقتی تلاش کردم از این اتاق دور شوم، احساس کردم انگار به درونش مکیده می‌شوم، انگار یک سیاه‌چاله است، انگار گرانش تغییر کرد. زمان انگار کند شد، چیزها پیرامونم انگار رو به فروپاشی رفت. کیارن احساس کرد انگار با حضوری در آن اتاق یکی شد و ناگهان در سراسر کیهان پرتاب شد.
مثل این بود که یک نوارِ ویدئویی را با سرعتِ تند پخش می‌کردند. در اصل، همه‌چیز با سرعت از مقابلم می‌گذشت. می‌توانستم سیاره‌ها را ببینم. می‌توانستم شهرها را ببینم. می‌توانستم اشخاصِ عجیبی را ببینم که نمی‌شناختم. می‌توانستم زمان‌های متفاوتی را ببینم. و در یک نقطهٔ مشخص از این تجربه، دیدم که در حال پرواز هستم. در آسمان پرواز می‌کردم و کم‌کم روی این گذرگاه فرود آمدم.
و وقتی روی گذرگاه فرود آمدم، می‌توانستم چشم‌اندازِ گسترده‌ای را که زیرِ پایم بود ببینم. این گذرگاه بالای این دریاچه بود. و دورِ این دریاچه، این محوطهٔ قطار بود. مثل اینکه دریاچه پله‌هایی داشت که به سوی این محوطهٔ قطار بالا می‌رفت، به سوی پلی بلندتر که از روی آن رد می‌شد. منظره‌ای واقعاً غریب بود. و وقتی فرود آمدم، این مردم روی پل بودند و انگار برگشتند و پریدند. انگار نزدیک بود برای لحظه‌ای مرا ببینند. و همان‌جا بود که به سوی بیمارستان بازگردانده شدم، جایی که دوباره با این موجودیت دیدار کردم، و نمی‌دانم چه رخ داد انگار یک بارگذاری بود، به گمانم، بهترین راه برای توصیفش همین است. مثل اینکه همهٔ این اطلاعات را به زور در من می‌ریختند، و این چیز را دریافتم که بسیار گسترده و بسیار فراتر از فهمِ من است.
آن موجودیت به شیوه‌ای با کیارن ارتباط برقرار کرد که ذهنِ کودکانه‌اش به سختی می‌توانست درکش کند. هرچه بیشتر در من بارگذاری می‌کرد، بیشتر می‌فهمیدم که این چیز را می‌شناسم. پیش‌تر هم با من دیدار کرده بود. مثل این بود که این چیز همیشه آنجا بوده است، مثل به نوعی یک خدای باستانی، به گمانم. دانشی که به من داد این یگانگی با همه‌چیز بود، این به‌هم‌پیوستگیِ کیهان که دیگر من و من نبودم، من در اصل ما و ما بودیم. و این مفهوم برای یک کودکِ کوچک طاقت‌فرسا بود. مغزم آن زمان هنوز به‌طور کامل رشد نکرده بود تا کاملاً بفهمم چه می‌گذرد. و در همین نقطه بود که وارد حالتی از وحشتِ محض شدم، چون بارگذاری تندتر و تندتر و تندتر و تندتر می‌شد. آن لحظه احساس کردم دارم می‌سوزم. وحشتی کامل و مطلق بود.
کیارن که از پا افتاده بود، مادرش را صدا زد - تنها چیزی که می‌توانست به آن فکر کند و او را به خانه و امنیت یادآوری می‌کرد. او به درونِ بدنش بازگردانده شد و ۲ تا ۳ روز بعد با دردِ شدید بیدار شد، پاهایش در گچ، یکی در هوا آویزان و میله‌های فلزی آن را سرِ جایش نگه داشته بود.
در ابتدا، کیارن گمان کرد این تجربه چیزی بیش از یک خوابِ برآمده از آسیب‌روانی نبوده است. اما چند هفته بعد، چیزی رخ داد که باعث شد همه‌چیز را زیر سؤال ببرد. با او از راهروی اول پایین رفتم و کم کم فهمیدم که آن بچه همان است که در خواب دیده بودم. وقتی به چارچوبِ در نزدیک شدیم، با همان بچه‌ای که پیش‌تر دیده بودم مطابقت داشت. همان آسیب‌ها. حتی همان لباس‌ها را پوشیده بود. فردا برای بخش ۲ از ۲ تجربهٔ نزدیک‌به‌مرگِ کیارن میس به ما بپیوندید. (NDE Journey)
مشاهده تاریخ‌های بیشتر
8 / 64
به این صفحه بروید
اپلیکیشن
«کد پاسخ سریع» را اسکن کنید یا برای دانلود، سیستم تلفن را به درستی انتخاب کنید
آیفون
اندروید
Prompt
OK
دانلود
به اشتراک گذاری
به اشتراک گذاشتن در
جاسازی
شروع در