اخبار روزانه – ۱۲ مارس ۲۰۲۶
جنی چپمن، وزیر آفریقای بریتانیا، بار دیگر بر تعهد بریتانیا به صلح و توسعه در جمهوری دموکراتیک کنگو [DRC] تأکید کرد و وعده داد بیش از ۱۳ میلیون پوند برای کمکهای بشردوستانه و حمایت از بازماندگان خشونت جنسی اختصاص دهد، همزمان سرمایهگذاریهای تازه با پشتیبانی بریتانیا را در انرژی پاک، تأمین مالی کسبوکار و رشد اقتصادی پایدار آغاز کرد (Gov.uk)
تایوان (فورموسا) با امضای توافقی با خوشهٔ اسپیس ساوت سنترال [بریتانیا] همکاری فضایی خود را با بریتانیا عمیقتر کرد تا تولید ماهواره، پیوندهای زنجیرهٔ تأمین و تبادل استعدادها را تقویت کند و بر شراکتهای دیرینه میان نهادهای تایوانی و توسعهدهندگان ماهواره در بریتانیا بیفزاید (Taiwan News)
روسیه و اوکراین (یورین) در مبادلهای دو روزه با میانجیگری آمریکا و امارات متحده عربی ۱۰۰۰ اسیر جنگی را مبادله کردند و هر طرف ۵۰۰ بازداشتی را در چارچوب گفتوگوهای جاری صلح و مذاکرات بشردوستانه آزاد کرد (VTV)
گروهی از کشیشان برجسته در دفتر بیضی کاخ سفید [واشنگتن دیسی، آمریکا] گرد هم آمدند تا در پی افزایش تنشها با ایران، برای دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، و نیروهای آمریکایی دعا کنند (Tuổi Trẻ)
فناوری تازهای که AirSnitch نام دارد، به مهاجمان امکان میدهد همان شبکهٔ WiFi را هدف بگیرند و دادههای کاربران را رهگیری کنند و نگرانیهای تازهای دربارهٔ امنیت شبکههای بیسیم اشتراکی و عمومی برانگیزد (Tuổi Trẻ)
صندوق کودکان سازمان ملل [یونیسف] از کمکهزینهٔ تازه و همگانی کودکان "بالا یریسی" در قرقیزستان، به معنی "برکت کودک" به زبان قرقیزی، برای همهٔ کودکان زیر سه سال استقبال کرد و گفت این سیاست، حمایت اجتماعی از اوایل کودکی را تقویت میکند و از هدفهای کشور برای کاهش فقر کودکان و گسترش خدمات ضروری پشتیبانی میکند (24.kg)
پژوهشگران دانشگاه فناوری کوئینزلند [استرالیا] آزمایش بزاق کمهزینهای ساختهاند که میتواند نشانگر پروتئینی مرتبط با سرطان S100P را در کمتر از یک ساعت شناسایی کند و ابزاری قابلحمل و سریع برای غربالگری چند سرطان شایع، از جمله سرطان دهان، رودهٔ بزرگ، پروستات و لوزالمعده، فراهم آورد (Báo Tin tức)
متاپنوموویروس انسانی (HMPV) در سراسر ساحل غربی آمریکا شدت گرفته است و غلظت آن در فاضلاب شمال کالیفرنیا بالاست. این ویروس واگیردار علائمی شبیه آنفلوانزا ایجاد میکند و برای گروههای آسیبپذیر خطرهای جدی دارد. مقامها برای جلوگیری از گسترش آن، رعایت بهداشت و استفاده از ماسک را توصیه میکنند (New York Post)
پزشکان در پن استیت هلث [آمریکا] برای درمان اختلال عصبی حرکتیِ موسوم به لرزش اساسی، از درمانهای پیشرفته از جمله داروها و تحریک عمقی مغز استفاده میکنند. برای موارد مقاوم به دارو، اولتراسوند متمرکزِ غیرتهاجمی نواحی مغز را هدف میگیرد تا علائم را بهطور چشمگیری کاهش دهد و کارکرد روزانه را بهبود بخشد (Medical Xpress)
کارشناسان سلامت در ایتالیا پنج مادهٔ اصلی رژیم مدیترانهای را برجسته کردهاند که بهطور قابلتوجهی سلامت قلب و عروق را تقویت میکنند: ۱. حبوبات فیبر فراهم میکنند و میتوانند خطر فشار خون بالا را کاهش دهند. ۲. سبزیهای برگدار کارکرد رگهای خونی را بهبود میدهند. ۳. روغن زیتون فرابکر خطر رویدادهای قلبیعروقی را کاهش میدهد. ۴. سیر میتواند میزان کلسترول را کمتر کند. ۵. گوجهفرنگی به کاهش خطر فشار خون بالا و سکته کمک میکند. این خوراکیهای سرشار از مواد مغذی در کنار هم، دفاعی نیرومند و طبیعی در برابر فشار خون بالا و بیماریهای قلبی فراهم میکنند (La Milano)
سیل شدید، بیش از ۱۰۰۰ نفر از ساکنان قلمرو شمالی استرالیا را وادار به تخلیه کرده است. مقامها به مردم هشدار دادهاند از آبهای سیلابی دور بمانند، زیرا جریانهای نیرومند و جابهجایی کروکودیلها در سراسر منطقه شرایطی مرگبار ایجاد کردهاند (Thanh Niên)
مطالعهای تازه نشان میدهد سطح آب دریا در نواحی ساحلی حدود ۳۰ سانتیمتر بالاتر از برآوردهای گذشته است. این خطای محاسبه، دهها میلیون نفر دیگر را در معرض سیلهای ویرانگر قرار میدهد و برنامهریزی فوری ساحلی را ضروری میسازد (USA Today)
رویدادهای خطرناک اقلیمی که از ترکیب موجهای گرما و سپس خشکسالیهای ناگهانی پدید میآیند، بسیار بیشتر از دههٔ ۱۹۸۰ رخ میدهند. دانشمندان هشدار میدهند این شرایط حدیِ شتابان، خطر آتشسوزیهای جنگلی در جهان، کمبود آب و شکستهای ویرانگر محصولات کشاورزی را تشدید میکند (AP News)
ماموران گارد غیرنظامی اسپانیا در فرودگاه مادرید-باراخاس [اسپانیا] ۱۵ اشخاص- پنگولین مرده را که در چمدانی از آدیس آبابا [اتیوپی] رسیده بود کشف و ضبط کردند، اقدامی که به تحقیق دربارهٔ قاچاق احتمالی حیاتوحش انجامید و هشدارها دربارهٔ تجارت غیرقانونی جهانی این گونهٔ بهشدت حفاظتشده را تقویت کرد (Noticias Ambientales)
یک سازمان غیرانتفاعی آمریکایی به نام ائتلاف برای درختان کیپ فیر با بنیاد انرژی دوک [آمریکا] همکاری کرده است تا بیش از هزار درخت بومی رایگان توزیع کند، در چارچوب تلاشش برای احیای پوشش درختیِ رو به کاهش شهرستان نیو هانوور [کارولینای شمالی، آمریکا] و افزایش آگاهی دربارهٔ اهمیت زیستمحیطی و بهداشت عمومیِ کاشت دوبارهٔ درختان (WWAYTV3)
مارینا سیلوا، وزیر محیط زیست برزیل، گفت جنگلزدایی در آمازون در مسیر رسیدن به پایینترین سطح خود از زمان آغاز ثبت دادهها در سال ۱۹۸۸ است، زیرا دادههای ماهوارهایِ تقریباً لحظهای نشان میدهند پاکتراشی جنگل تا اوایل ۲۰۲۶ هم به لطف اجرای قویتر قوانین و همکاری شهرداریها همچنان رو به کاهش بوده است (Good Men Project)
یک محل دفن زباله در ویلتشر [بریتانیا] متانِ ناشی از تجزیهٔ زباله را جمعآوری میکند و از آن برای تأمین انرژی گنبدی هیدروپونیک با گرمایش و نور فرابنفش استفاده میکند که در تمام سال میوه و سبزی پرورش میدهد - نمونهای اولیه که بهرهبرداران آن را "نخستین در جهان" در تولید غذا با انرژی محل دفن زباله مینامند (Good News Network)
ریشهٔ کنجاک از آسیا، بهعنوان جایگزینی چندمنظوره برای گوشت وگان، در جهان محبوبتر میشود. این ماده که سرشار از فیبر محلول است، از سلامت روده و کنترل قند خون پشتیبانی میکند. بافت منحصربهفرد آن، غذاهای دریایی و گوشت اشخاص- حیوان را شبیهسازی میکند و خوراکهای وگان گوناگون را بهتر میسازد (VegNews)
دانشمندان آمریکایی در ایستگاه آزمایش کشاورزی آرکانزاس وابسته به دانشگاه آرکانزاس، در حال ساخت پنیری پُرپروتئین و بدون لبنیات با استفاده از فرآوردههای جانبی آسیاب برنج هستند. این فرمولِ کمحساسیتزا، ۱۲٪ پروتئین دارد و جایگزینی مغذی برای مصرفکنندگان حساس به آلرژی فراهم میکند (Deccan Herald)
محبوبیت شیر وگان در میان مصرفکنندگانِ دچار عدم تحمل لاکتوز در هند بهسرعت در حال افزایش است. گزینههای بادام، سویا و جو دوسر در کافهها گسترش مییابند، زیرا افزایش آگاهی دربارهٔ سلامت و محیط زیست، گذار از لبنیات را تقویت میکند (Deccan Herald)
در سال ۲۰۱۹، پژوهشگران اشخاص- سگ آبی را به رودخانههای آسیبپذیر یوتا [آمریکا] که بخشی از حوضهٔ رود کلرادو هستند منتقل کردند تا با خشکسالی مقابله کنند. هفت سال بعد، سدهای آنها تالابهای حیاتی ایجاد کردهاند و سطح آب و تنوع زیستی را افزایش میدهند. این احیای بومشناختی، حوضهٔ رود کلرادو را بازسازی میکند و در عین حال از گردشگری محلی و بقای اشخاص- حیوان پشتیبانی میکند (Upworthy)
در اوریگن [آمریکا]، یک شخص-گربهٔ قهرمان به نام «فِرد» با بیدار کردنِ مراقبش، دونالد ونورمر، هنگام آتشسوزی مرگبار خانه، او را نجات داد. گرچه آقای ونورمر هنگام تلاش برای فرار، فِرد را در آغوش گرفته بود، وقتی بیرون رسید، فِرد دیگر آنجا نبود. او با سوختگیهای جزئی نجات یافت، اما فِرد در آتش جان باخت (New York Post)
نقلقول الهامبخش روز: "رحمت خدا هر صبح تازه و نو است." - جویس مایر، نویسنده، سخنران آمریکاییِ و رئیس مؤسسهٔ جویس مایر (BrainyQuote)
پیشتر، در قسمت ۱ از ۲ از تجربهٔ نزدیک به مرگ کریس کیتو، او که متخصص املاک در آمریکا است شرح داد که چگونه یک مادهٔ پنهانِ بادامزمینی در یک برش کیک تولد، واکنشی آلرژیکِ ناگهانی و شدید را برانگیخت. پس از آنکه فهمید حالش بهسرعت رو به وخامت میرود، کریس خود را به بیمارستانی نزدیک رساند، جایی که پزشکان او را با شتاب به بخش اورژانس بردند، چون تنفسش از کار میافتاد و بدنش وارد آنافیلاکسی کامل شده بود.
کریس میگوید هنگامی که کارکنان پزشکی برای نجات او میکوشیدند، پزشک سرانجام به او گفت که اپینفرین اثر نمیکند و آنها نمیتوانند واکنش را متوقف کنند. کریس میگوید در حالی که تقریباً هیچ اکسیژنی به بدنش نمیرسید، احساس کرد دارد خفه میشود، سپس آرام شد و پذیرفت که در حال مرگ است. کریس میگوید در آن لحظه، هنگامی که آگاهیاش از بدنش جدا شد، احساسی فراگیر از آرامش و سرخوشی به او دست داد.
و یادم هست هر ۲ پدربزرگم که از دنیا رفته بودند، یکی سالها پیش و یکی وقتی من خیلی خیلی کوچک بودم، حدود ۳ یا ۴ سالگی، در آن وضعیت نزد من آمدند. آنها زیاد چیزی نگفتند. آنها خیلی واضح، مثل روز روشن، با احساس و رک گفتند: «تو نمیتوانی. هنوز زمانت نرسیده است. کاری برای انجام دادن داری. باید برگردی.» و من با آن نجنگیدم. داستانهای دیگری از NDE [تجربهٔ نزدیک به مرگ] شنیدهام که در آنها میگویند: "نه، میخواهم بروم." برای من فقط در این حد بود که دیگر نمیخواهم بمیرم، همین. نمیخواهم. نه اینکه بخواهم بمیرم، فقط این حس را داشتم که دارد اتفاق میافتد. بعد فکر کردم: "باشد، میخواهم زنده بمانم." و بعد در کسری از ثانیه، حتی در همان حال که آنها میگفتند باید برگردی، من خواستم زنده بمانم و ناگهان برگشتم.
و برای نخستین بار از زمانی که یادم میآمد، درد را حس کردم. و داشتم برای هوا تقلا میکردم. و سعی میکردم نفس بکشم و واکنش نشان میدادم. و در ۲۰ دقیقهٔ پیش از آن هیچ واکنشی نداشتم و فقط یادم هست که میگفتم: "اکسیژن میخواهم." شروع کردم به حرف زدن. اصلاً حرف نمیزدم. و حرکت میکردم و چنگ میزدم و شروع کردم برای نفس کشیدن بجنگم. و از شدت اثر اپینفرین آنقدر میلرزیدم که پاهایم را نگه داشته بودند. وقتی تازه برگشتم، اوضاع تقریباً کمی خشن بود. فقط صدا و نور و درد جانکاه بود و اینکه احساسات برگشته بودند و پنج حس هم برگشته بودند. به بدنم برگشته بودم و با آگاهی به این قلمرو بازگشته بودم، و برای هوا و برای نفس کشیدن میجنگیدم.
کریس سرانجام پایدار شد. ورم فروکش کرد، کهیرها ناپدید شدند و تنفسش عادی شد. حدود ۸ ساعت دیگر او را زیر نظر گرفتند، هرچند هیچ درکی از زمان نداشت و فکر میکرد فقط ۴۰ دقیقه آنجا بوده است. پرستاران گفتند: "در مقیاس یک تا ده، وخامت اوضاع تو ۹.۵ بود. فکر کردیم دیگر از دست رفتهای. فکر نمیکردیم بتوانیم نجاتت دهیم. و تو با کسی که به اینجا آوردیمت، اصلاً قابل مقایسه نیستی. اصلاً قابلشناسایی نیستی." آنها گفتند: "برای این، توضیحی نداریم."
چند روز اول پس از آن، بهشدت دردناک بود. کریس ۲ یا ۳ روز را در بستر گذراند، طوری که نفس کشیدن درد داشت. او هیچ تصوری از NDE نداشت و زیاد دربارهٔ این تجربه حرف نزد. وقتی درد فروکش کرد، کریس شروع کرد به پردازش آنچه برایش رخ داده بود.
بزرگترین چیزی که یادم میآید این است که حدود ۶ ماه، هر روز بیدار میشدم و نمیدانستم چه کسی هستم. در زندگی روزمره اتفاقهایی میافتاد، یا احساسات و افکاری میآمدند و من آنها را نمیشناختم. یادم هست چشمانم دوباره تنظیم میشدند. رژیمی پاکتر و بیشتر گیاهخواری داشتم. کمتر میخوابیدم. همیشه از کودکی تا حدی شهودی بودم. فقط شهودی بود، بیش از آن چیزی نبودم، اما بعد از آن تجربه، خیلی شهودیتر شدم. و در سالهای بعد، همراه با کار کردن روی آن، تا حد زیادی دارای توان ادراک فراحسی و تواناییهای مدیوم بودن شدهام. کسانی که بعداً مرا دیدند، وقتی برگشتم، گفتند: "اوه، بله، کریس فرق کرده است." شخص متفاوتی برگشته بود. ارزشها، اندیشهها و درکم از خودم تغییر کرد. و انگیزه، پشتکار یا بلندپروازیام را از دست ندادهام. احساس میکنم از همیشه بلندپروازترم. از مرگ نمیترسم. از شکست نمیترسم. هیچ چیز مرا در بند نگه نمیدارد.
بعدتر، کریس دربارهٔ زن دیگری با واکنش آلرژیک مشابه آگاه شد که به کما رفت و هرگز بهطور کامل بهبود نیافت. از موقعیتی که باید در آن میمردم عبور کردم، یعنی اگر هم نمیمردم، باید بهدلیل نرسیدن اکسیژن به مغزم دچار ناتوانی ذهنی شدید میشدم، اما نشدم. روی پا از بیمارستان بیرون رفتم. این همیشه چیزی بوده که مرا روی زمین نگه داشته. گاه هم کمی ترسناک است، چون نشان میدهد زندگی چقدر شکننده است و وقتی روی تختی دراز کشیدهای و در حال مرگی، زندگی چقدر روشن میشود و اولویتها یا آنچه مهم هست و نیست چقدر روشن میشوند. چیزهای بسیار کمی، اهمیت دارند. این تجربه، بسیاری از روابط من و شیوهای را که برای زندگیام برگزیدهام شکل داده است.
کریس بهمدت ۶ سال و نیم هرگز علناً دربارهٔ تجربهٔ نزدیک به مرگش سخن نگفت. بیشتر مردم فقط میدانستند که او دچار یک واکنش آلرژیک شدید شده است. چیزی که من را هل داد، این بود که با افرادی روبهرو شدهام که تجربههایی داشتهاند و همچنین کسانی که شنیدن این داستانها و تجربههای دیگران واقعاً به آنها کمک کرده است. و با توجه به اینکه به من اجازه داده شد فرصتی دوباره داشته باشم، احساس میکنم منصفانه است که بتوانم جبران کنم و اگر یک یا دو نفر این را بشنوند و به هر شکلی به آنها کمک شود، برایم کافی است. برای من میارزد.
دیدگاه کریس نسبت به مرگ و زندگی، پس از این تجربه کاملاً دگرگون شد. با این تجربهای که داشتهام، به مرگ بهعنوان رویدادی بسیار طبیعی نگاه میکنم، رویدادی که نباید از آن ترسید. آن اوکی بود. و از این پس، تا جایی که بتوانم، زندگیام را با سپاسگزاری میگذرانم و به همهچیز به چشم موهبتی نگاه میکنم. من همیشه این را بهصورت یک ضرب المثل میگویم: "ببینید، متأسفانه اتفاقهای بد برای آدمهای خوب میافتد." آنچه به آن رسیدهام و آنچه فکر میکنم این است که در این جهان، آگاهی و انرژیای فراتر از ما وجود دارد که آن را نمیبینیم، نمیشنویم، گاهی فقط نگاهی اجمالی از آن داریم، و پشت آن نقشهای بزرگتر یا دلیلهایی بزرگتر وجود دارد. در این دنیا همیشه درد و رنجی خواهد بود که همواره رخ میدهد. این بخشی از زندگی است. و با همهٔ تأسفبار و دردناک و غمانگیز بودنش، احساس میکنم فقط باید طور دیگری به آن نگاه کنیم و بگوییم پشت این چیزی هست که من الان از آن خبر ندارم.
کریس فراتر از دگرگونی شخصیاش، اکنون مسائل گستردهتری را در جامعه میبیند که به التیام نیاز دارند - از نابرابری گرفته تا گسستگی و بحران معنویت. اگر فقط بر مهربانی محلی و ایدهٔ عشق همگانی تمرکز کنیم، واقعاً همین تنها چیزی است که نیاز داریم. میدانم خیلی هیپیوار و خیالپردازانه به نظر میرسد. اما اگر بتوانیم آن را آنقدر ساده کنیم که کسی فقط بگوید امروز قرار است مهربان باشم. شاید بوق نزنم، شاید بگذارم کسی از من جلو بزند، شاید پیش از به کار بردن این لحن یا انجام دادن آن کار، یا هر چیز دیگری، مکث کنم، فقط در شیوهٔ رفتارمان با یکدیگر. به هیچ وجه احساس نمیکنم اگر در هر کجای این دنیا به دنبال موفقیت هستید، چه در یک شهر باشید، چه دانشجوی دانشگاه باشید، چه یک تاجر حرفهای باشید، یا یک والد خانهدار، چرا این موضوع به نحوی مانع از مهربان و پرمحبت بودن شما میشود؟ چرا نتوانید در جایگاهی باشید که بتوانید به دیگران کمک کنید؟
هر مشکلی که حالا در غرب داریم، بسیاری از آنها از بحران معنویت و بحران خود سرچشمه میگیرند، از اینکه آن را رها کردهایم. جامعه را فراموش کردیم. این را در مدرسهها آموزش نمیدهند. سلامت را فراموش کردیم. آموزش نمیدهند که چه چیزی برای خوردن درست است یا آب و هوای پاک چه اهمیتی دارند. دوست دارم رویکردی واقعاً کلنگر به تندرستی، سلامت، سبک زندگی و تعادل ببینم و فکر میکنم میتوانیم واقعاً همهچیز را به هم پیوند دهیم. (Anthony Chene production)