جزئیات
دانلود Docx
بیشتر بخوانید
بعد، از (پادشاه مارا) پرسیدم: "این عشق از کجا میآید؟ چه عشقی میتواند بر جنگ غلبه کند و آن را مغلوب سازد؟" او گفت: "عشق شما و عشق شاگردانتان." اوه، بسیار تحت تاثیر قرار گرفتم و شاد شدم. حداقل تمرین معنوی ما، عشق ما، سهم بزرگی در مهار جنگ و آوردن صلح دارد، حتی اگر(صلح)کامل نباشد یا هنوز ماندگار نباشد. اما چه کسی میداند، شاید ماندگار شود. زیرا ما اینجا به تنهایی زندگی نمیکنیم. باید بخشی از کارمای جمعی جهان را سهیم شویم چون ما با آنها زندگی میکنیم. با آنها غذا میخوریم، از غذایشان، محصولاتشان. از مواد یا چیزهای ساختهٔ آنان استفاده میکنیم. و کموبیش باید به طریقی بهایش را بپردازیم، هرچند استاد اکثر آنرا پرداخته است. همانگونه که قدیسان چین گفتند، 世界是一個最大的染缸 یعنی این جهان یک حوض بزرگ رنگرزی است. و میتوانیم ببینیم که این جهان رنگ چندان دلنشینی برای ما ندارد. فقط سیاه و قهوهای است. این همان کارمایی است که سرنوشت سیاره را دربرگرفته و باعث رنج همه میشود. آنها آن را میبینند، اما نمیخواهند تغییرش دهند، یا قدرت کافی برای تغییر ندارند. من هرچه به یاد میآورم را بهصورت پراکنده بیان میکنم، چون گفتگو همیشه روی یک موضوع متمرکز نیست، بلکه گاهی به عقب و جلو میپرد یا موضوعات مرتبط بیادم می آیند. پس اشکالی ندارد؛ فقط آنچه را فکر میکنم باید بدانید، یا آنچه را اجازه دارم بگویم، به شما میگویم. پس به شما میگویم که عشق شما، عشق ما، تأثیری واقعاً خوب دارد، اگر نخواهیم بگوییم تأثیری بزرگ در این جهان دارد. وگرنه این جهان مدتها پیش نابود شده بود. پس لطفاً به تمرین مدیتشین سرشار از محبت ِخود ادامه دهید. لطفاً با انرژی نیرومند، پرمهر، دلسوزانه و عظیم مدیتشین کوان یین خودتان ادامه دهید، و به نیروی استاد ایمان داشته باشید که همیشه با شماست و تا حد ممکن به شما کمک میکند. اما عشق شما، تمرین معنوی ساعیانه شما، ایمان خالصانه شما به تثلیث، خداوند، تیم کو تو، و عیسی مسیح، پسر خدا... هر دو در واقع پسران خدا هستند. درست همانگونه که لائوتسه گفت که آن «بزرگترین»، «دو» را زاده است. و از آن «دو»، چیزهای بیشتر و بیشتری زاده شد و سپس ۱۰ هزار چیز از این آفرینش، از این «بزرگترین زایش» در کائنات پدید آمد. بدون پسر خدا، بدون این دو پسر خدا، هیچکس حتی نمیتواند اینجا زاده شود. هیچکس حتی نمیتواند بخشوده شود. هیچکس حتی نمیتواند به مقام قدیسی ارتقا یابد. و هرچه وجودهای مقدس در این سیاره کمتر باشند، تاریکی بیشتر چیره خواهد شد و رنج بیشتری نصیب هر کسی میشود که در این سیاره باشد، حتی بدون بدن، حتی فقط در قالب روح. البته خداوند بی نهایت رحمت و بخشش دارد. ما برای همیشه، همیشه و همیشه از خدای قادر مطلق سپاسگزاریم. ما هرگز نمیتوانیم بهاندازه کافی از خدا، از «ماپا»ى خود، سپاسگزاری کنیم. والاترین و یگانه والدین ما. من از شما نیز سپاسگزارم، شاگردان خداوند [تحت تعلیمِ] من، که عظمت، عشق، بردباری، استقامت و برکت را به این سیاره بخشیدهاید. از شما سپاسگزارم. از کارکنان سوپریم مستر تلویزیون سپاسگزارم، که در مقر اصلی تلویزیون هستند، و همچنین از اعضای دورکار. واقعاً عمیقاً از شما سپاسگزارم. بسیار خوشحالم که شما را دارم. بسیارخوشحالم که در سرسپردگی خود چنین پاک هستید و برای دیگرانی که هنوز در تاریکی ماندهاند، اینهمه دلسوزی و عشق دارید. از شما بسیار، بسیار و بسیار سپاسگزارم. و هر اجری را که بتوانم با شما سهیم شوم، همیشه با کمال میل انجام میدهم. و هر کمکی که بتوانم به شما در این جهان فیزیکی و چالشبرانگیز کنم، همیشه انجام میدهم. شما این را میدانید. حتی اگر مرا نبینید، همیشه نزدیک شما هستم ۲۴ ساعته در ۷ روز هفته با شما کار میکنم. گذشته از کار خودم، همهٔ ما با هم مشغول کار هستیم. و تا ابد دوستتان دارم. ما تا ابد بهترین دوستان هستیم. بهترین دوستان تا ابد. 'پادشاه مارا' نیز از شما و از کارهای ما بسیار تحت تأثیر قرار گرفته است. و او همچنین از من تمجید کرد و اصلاً با من مخالفت نمیکند. او گفت، طبق گزارشی درمورد خودش، چنین کلماتی گفت: «در برابر کار من تسلیم است زیرا شما شایسته هستید.» و من از او بسیار بسیار سپاسگزارم. از خداوند سپاسگزارم. همیشه از خدا سپاسگزارم، برای هر چیز کوچک و بزرگی در زندگیام. برای آنچه میخورم، آنچه مینوشم، حتی آن هم،همیشه طبق فرمان خدا، خواست خداست. من هیچ کاری بدون رضا و فرمان خدا نمیکنم، هرچند ما یکی هستیم. اما در روحم، در قلبم، همیشه به یاد دارم که خدا متعالترین است، خدا باعظمت ترین است، خدا پدر و مادر است، 'آن یگانه' و تنها پدر و مادر همهٔ موجودات است، ازجمله خودم. لطفاً این را همیشه به یاد داشته باشید، از خدا سپاسگزار باشید، به خدا اتکا کنید، به خدا اعتماد کنید، از خدا راهنمایی بگیرید، اگر میتوانید، در هر زمان. خدا بارها با من سخن گفت. مرا «دختر ِ پرمهر» خواند، حتی مدتها قبل از اینکه با هم، 'یکی' شویم، مرا اینگونه صدا میکرد. و آن همیشه اشک به چشمانم میآورد. همیشه چنین حسی به من میدهد، «خدای من، خدای من، آیا من اینقدر ارزشمندم؟ اینقدر مورد عشق و تبرک هستم. من دختر خدایم.» و هیچ هدیهای در جهان، هیچچیز ارزشمندتر از این کلمات نیست، این کلماتی که خدا مرا با آنها خواند: «دختر پرمهر، دختر پرمهر، کارت خیلی خوب است. دختر پرمهر، تو محبوب هستی، تو متبرک هستی و مردم جهان ستایشت میکنند.» خدا همیشه به من یادآوری میکند که کارم درست است، چون گاهی از خدا میپرسم، «آیا چیز دیگری هست که فراموش کرده باشم برای فرزندانت انجام دهم؟ آیا چیز دیگری هست که نمیدانم؟ لطفاً کمکم کن تا بدانم. بیشتر به من بیاموز، تا بتوانم روح فرزندانت را نجات دهم، و آنها را از رنج دوزخ برهانم، چون خودم تحمل دیدن این را ندارم، [تحمل] دیدن رنج آنها را، درد آنها را بهخاطر جهالتشان و وضعیت مسموم شان هنگام آمدن به این جهان.» آسیبپذیری آنها را، چون وقتی در این جهان متولد میشوند، همهچیز را فراموش میکنند. فراموش میکنند که فرزندان خدا هستند. قدرت عظیم درونیشان را فراموش میکنند. فراموش میکنند که میتوانند هر کاری انجام دهند؛ میتوانند هر چیزی را خلق کنند. همهچیز را فراموش میکنند تا اینجا متولد شوند، برای کمک به دیگران، یا فقط برای داشتن یک ماجراجویی، یک چالش، با این تصور که تنها میتوانند از عهده اش برآیند، بدون اینکه در آغوش خدا باشند، بدون اینکه در محافظت نیروی بهشتی باشند. این یک مشکل است، اما خدا به آنها اجازه میدهد. خدا میخواهد آنها آزادانه انتخاب کنند، چون بهعنوان بهترین والدین، هیچوقت نمیخواهید فرزندانتان را مجبور به انتخاب چیزی کنید که دوست ندارند. پس آن عشق بیقیدوشرط است. اما این ارادهٔ آزاد، اثر جانبی هم دارد، و همهٔ شما این را میدانید. پس خدا همیشه استادان را به این جهان میفرستد، استادانی با درجات گوناگون، تا انسانها را با هر میزان درکی، راهنمایی کنند. موضوع این است که بیشتر اوقات، اکثر آنها گوش نمیدهند. تنها کسانی گوش میکنند که حقیقتاً در ذات وجودشان بسیار مقدساند، پیشاز آنکه در این جهان فیزیکی متولد شوند، به نوعی، حتی بهطور مبهم، خاستگاه معنویشان را به یاد میآورند و میکوشند بهنوعی آن را بازسازی کنند، پالایش کنند، تا کاری را انجام دهند که خداوند به آنها سپرده است تا بیایند و به دیگر فرزندان ِ(خداوند) ضعیفتر بیایند و به دیگر فرزندان ِ(خداوند) ضعیفتر در این جهان کمک کنند. خب، این یک موضوع دیگر است. 'پادشاه مارا'، در طول گفتوگو، به تشویق کار من و عشق شما ادامه داد. او گفت «عشق شما»، یعنی عشق من، «تأثیر بسیار بزرگ بر صلح جهان دارد. و جهان دوستتان دارد! جهان دوستتان دارد که کمک میکنید صلح بیافرینیم. عشق شما این جهان را نجات میدهد.» این چیزی بود که او گفت. از او سپاسگزارم. و به او گفتم که تنها خدا میتواند همهٔ این کارها را انجام دهد. خدا همهٔ این کارها را انجام میدهد. خدا صلح برقرار میکند. خدا جهان را برکت میدهد. خدا کاری میکند که مردم عشق جهان را حس کنند. اما فقط از طریق ما - ما فقط ابزارهای ناچیزی هستیم. اما بااینحال، من از شما سپاسگزارم، شما شاگردان خدا [تحت تعلیم ِ] من، که چنین مشتاقانه، ابزارهای خوبی برای کار خدایید تا بتوانیم بهنحوی این جهان را هنوز نجات دهیم برای نسلهای بعد که از آن لذت ببرند. و بیایید امید داشته باشیم که یک جهانی بهتر باشد، جهانی نیک و خوب، جهانی شبیه بهشت عدن برای نسلهای بعدی. وگرنه نمیدانم چطور هر انسانی میتواند خود را ببخشد برای این بیمسئولیتی در خرابکردن این جهان. اکنون آب بسیار کمی داریم. همین چند روز پیش خواندم، ٪۵۱ آمریکا کمآب است، خشکسالی دارد. و این موضوع بسیار غمانگیزی است، موضوع بسیار نگرانکنندهای، چون ایالات متحدۀ آمریکا خیلی بزرگ است. امیدوارم بتوانند با هم تقسیم کنند. بتوانند همهجا آب کافی برای تقسیم داشته باشند تا جان آمریکاییها را نجات دهند. فقط دربارهٔ آمریکاییها صحبت میکنم - قارههای دیگر هم با مشکل بزرگ، بزرگ، عظیمی در زمینهٔ آب، آب آشامیدنی مواجهاند، جدا از هر مشکل اضطراری دیگری که با آن روبهرو هستند. آب، زندگی است. بدون غذا، میتوانیم مدتی دوام بیاوریم، شاید چند هفته، اما بدون آب میمیریم، تقریباً در چند روز. ما یک راهحل داریم. ما هرگز در این وضعیت گرفتار نمیشدیم. هرگز با کمبود غذا روبهرو نمیشدیم اگر طبق قانون طبیعی کائنات زندگی میکردیم: «هرچه بکاری، همان را درو خواهی کرد.» ما موجودات زنده را میکُشیم، ازجمله فرزندان خودمان را، فرزندانی از خون خودمان، فرزندانی از تبار خودمان. کمی بعد میگویم که 'پادشاه مارا' دربارهٔ کشتن نوزادان خودتان چه فکر میکند. Photo Caption: "لبخندِ زیبای بهاری که هدیهٔ خداست"











