پخش اخبار روزانه - ۸ ژانویه ۲۰۲۶
تایلند و کامبوج آتش بس باثباتی را حفظ کردهاند درحالیکه هر دو طرف امنیت مرزی را مدیریت و ۱۶۲ شهروند تایلندی را بازمیگردانند (Vấn Đề Hôm Nay)
وزیر وحدت کره جنوبی، 'چونگ دونگ-یونگ'، از کره شمالی خواست گفتوگو را از سر بگیرد و گفت کره جنوبی برای کاهش تنشها، در هر زمان درباره هر دستور کاری برای مذاکره آماده است. او از تبادلات بخش خصوصی و همکاریهای بشردوستانه حمایت میکند و برای ایجاد ثبات و تعامل، پروژههای جدید گردشگری فرامرزی را پیشنهاد داد (Korea Herald)
شورای انتقالی جنوب، یک جنبش سیاسی بزرگ در جنوب یمن، از دعوت عربستان سعودی برای پیوستن به گفتوگوی سیاسی با هدف یکپارچهکردن جناحهای جنوبی استقبال کرد (Arab News)
رئیسجمهور آمریکا دونالد ترامپ گفت شرکتهای نفتی آمریکا قصد دارند برای بازسازی بخش انرژی آسیبدیده ونزوئلا میلیاردها دلار در این کشور سرمایهگذاری کنند پساز اینکه رئیسجمهور پیشین ونزوئلا نیکولاس مادورو دستگیر و برکنار شد (Reuters)
ونزوئلاییها در سراسر دنیا جشن گرفتند پساز آنکه آمریکا رئیسجمهور پیشین نیکولاس مادورو را دستگیر و برای اعلام جرم فدرال به آمریکا منتقل کرد. جمعیت در شهرهای سراسر آمریکا، اروپا و آمریکای جنوبی گردهم آمدند و شعار دادند و پرچمها را تکان دادند (New York Post)
بحرین دوره ۲۰۲۶–۲۰۲۷ بهعنوان عضو غیردائم را در 'شورای امنیت سازمانِ ملل متحد' [یواِن] آغاز کرد، رویدادی که با مراسم برافراشتن پرچم در شهر نیویورک در مقر سازمان ملل همراه است. مقامهای بحرینی بر افزایش اعتماد بینالمللی به دیپلماسی پادشاهی تاکید کردند و تعهد دادند از صلح، ثبات و همکاری چندجانبه حمایت کنند (Trade Arabia)
قبرس ریاست شش ماهۀ 'شورای اتحادیه اروپا' [ئییو] از ۱ ژانویه ۲۰۲۶ را آغاز کرد و برای پشتیبانی از تداوم در تصمیمگیری اتحادیه اروپا، ریاست جلسات در همه سطوح را بر عهده گرفت (European Commission)
شاهدی گفت که یک جوان گرفتار در آتشسوزی در بار اسکی در سوئیس در شب سال نو که منجر به مرگ دهها نفر شد، با نشستن و در آغوشگرفتن یک صلیب درحالیکه شعلهها او را احاطه کرده بود جان سالم به در برد و نقل کرد «آتش از او دور شد» (Daily Mail)
چین مراقبت رایگان زایمان را معرفی و یارانههای مراقبت از کودک را افزایش داد و روی وسایل پیشگیری از بارداری ازجمله کاندوم، مالیات ۱۳٪ وضع کرد تا کاهش نرخ زادوولد سه ساله را معکوس کند (VnExpress)
مطالعهای نشان داد خوردن روزانه دو کیوی، تراکم پوست را ۵۰٪ و نوسازی سلولی را ۳۰٪ افزایش میدهد، زیرا ویتامین سی دریافتی از غذا بهتر از محصولات موضعی به پوست میرسد (Fox News)
پژوهشی آمریکایی در مجله JAMA Network Open دریافت معیارهای جدید چاقی که در 'کمیسیون لنست دیابت و غدد درونریز' تعیین شده، با افزودن شاخص دور کمر و چربی به BMI [شاخص توده بدنی]، نرخ چاقی بزرگسالان آمریکا را از حدود ۴۳٪ به نزدیک ۶۹٪ افزایش داد. نزدیک به ۸۰٪ از بزرگسالان بالای ۷۰ سال معیارهای جدید را دارند (Báo Tin Tức)
موج گرمای شدیدی آرژانتین و شیلی را در آغاز سال ۲۰۲۶ دربرگرفت، و دما در چندین منطقه از ۴۰ سانتیگراد فراتر رفت. در بوئنوس آیرس [آرژانتین] گرمای شدید زندگی روزمره را مختل و کارگران فضای باز را در معرض خطر قرار داد، چنانکه تقاضای برق باعث خاموشیهایی شد که بیش از ۹۵۰هزار خانوار تحت تاثیر قرار گرفت. شیلی بهدلیل افزایش خطر آتش سوزی جنگلی، در سانتیاگو و مناطق مرکزی هشدار قرمز صادر کرد. مقامها هشدار دادند موج گرما ممکن است تا هفته نخست ژانویه ۲۰۲۶ ادامه یافته و بر چالشهای رو به رشد مرتبط با اقلیم تاکید دارد (VTV)
بارش سنگین همراه با قویترین کینگ تاید [بالاترین مدّ سال] در بیش از ۲۰ سال، ۲۰ کیلومتر از جادههای بین 'ساوسالیتو' تا 'سن رافائل' را در شمال کالیفرنیا [آمریکا] ۱.۱–۱.۲ متر زیر آب برد. بارش شدید همچنین باعث سیلاب، بستهشدن بزرگراهها و یک مورد مرگ در شهرستان سانتا باربارا در جنوب کالیفرنیا شد (VietnamPlus)
کوه سِمِرو در جاوه شرقی در اندونزی با ثبت ۳۶ مورد از ۶۰ فوران در اوایل ژانویه ۲۰۲۶، در صدر فعالیت آتشفشانی کشور قرار دارد (Databoks)
کره جنوبی از بیش از ۱۴۰ بستری و پنج کشته بر اثر بیماریهای مرتبط با سرما در سراسر کشور خبر داد و رود 'هان' در سئول [کره جنوبی] در زمستان زودتر از میانگین یخ زده است (Báo Tin tức)
نوآفرین فناوری غذایی سوئیسی 'ییستآپ' کارخانهای را در 'لیس' [سوئیس] افتتاح کرد تا پروتئین مخمر وگان 'ییستین' و محصول فیبری 'آپفیبر بتا- گلوکَن' را بهعنوان جایگزینهای عاری از حیوان از مخمر مصرفشدۀ آبجوسازی تولید کند (Food Engineering)
در مرور «برترین مقالات علمی ۲۰۲۵ در حمایت از تغذیه گیاهی،» پزشک بریتانیایی دکتر شیرین قصام (وگان) خوردن برپایه «گیاهان بسیار» را به کاهش خطر سرطان و بیماری قلبی مرتبط میداند. یکی از به روزرسانیهایی که نقل میکند از مقالۀ 'ادونیست هلث استادی- ۲' نتیجه میگیرد، «در مقایسه با همهچیزخواران، گیاهخواران لاکتو-اوو (LOV) ۹٪ کاهش و وگانها ۲۴٪ کاهش در خطر کلی سرطان داشتند.» (Plant Based News)
برند 'مادام تایگر' متعلق به کارآفرین استرالیایی 'لورا هیندسون' در استرالیا شیر وگان تایگر نات را تولید کرد و همزمان از بیش از ۶۰۰ زن کشاورز حمایت کرد که این مغزها را در کشور آفریقایی بورکینافاسو میکارند (SBS News)
صربستان بودجه ترجمه موارد آموزشی مثل کتابهای درسی به اوکراینی (یورینی) و عربی را تامین میکند تا به بیش از ۵۵۰۰ دانش آموز مهاجر کمک کند بر موانع زبانی غلبه کنند و در مدارس ادغام شوند (Ukraine Open for Business)
خیریه بریتانیایی RSPCA [انجمن سلطنتی پیشگیری از خشونت علیه حیوانات] سه بچه فک خاکستری نجاتیافته به نامهای شکیرا، ایگی پاپ و المر را بازپروری کرده و در ساحل 'دوون' [بریتانیا] رهاسازی کرد (El-Balad)
پلیس هانوی [آولاک (ویتنام)] مردی ۴۰ ساله را از رودخانه 'هونگ' نجات داد پساز آنکه از پل 'وین توی' پرید. او سپس به بیمارستان منتقل و وضعیتش پایدار شد (Tuổi Trẻ)
سخن تاملبرانگیز روز: «اعتبار نیک از پول ارزشمندتر است.» – پوبلیلیوس سیروس، نویسنده نامدار روم باستان
وقتی به بیمارستان رسیدم، دیگر در وضعیتی نبودم که مرا زنده به حساب بیاورید. 'ماریل مارتین' مدیوم و درمانگر آمریکایی، روایت میکند چگونه در ۱۹۷۶ مُرد و با حضرت عیسی مسیح (گیاهخوار) ملاقات کرد که به او نشان داد حتی رنج هم برکت میآورد.
مریل، که بطور مادرزادی قدرت روشنبینی داشت هرگز انتظار تجربهای مثل این را نداشت. در سال ۱۹۷۶، یک راننده مست او را از جاده منحرف کرد. یک فرد غریبه بدن بیهوش او را به اتاق اورژانس برد، جایی که مرگش اعلام شد. او دچار شکستگی گردن، آسیب شدید به کمر، اعصاب و صدمات داخلی گسترده شده بود.
در مدتی که او مرا حمل میکرد، هوشیاریام مدام قطع و وصل میشد. وقتی به بیمارستان رسیدم، دیگر در وضعیتی نبودم که مرا زنده محسوب کنید. من بالای بدنم بودم. در واقع، به طور مشخص یادم میآید که در بیمارستان بودم و تا سقف شناور شدم و از آنجا به پایین نگاه میکردم که داشتند روی من کار میکردند. پس از آنکه پزشکان او را به اتاق عمل منتقل کردند، مریل به طور کامل از بدنش جدا شد.
من از طریق تونل نور به درون نور رفتم، که خود یک تجربه بسیار شگفت انگیز است - این تونل بزرگ، منظورم یک تونل عظیم است که پر از رنگهای رنگارنگ بود، و من میتوانستم آواز فرشتگان را که مانند زمزمهای فرشتهوار بود، بشنوم. پس از آنکه وارد تونل شدم، دو فرشته ظاهر شدند. آن زمان نمیدانستم آنها فرشته هستند. فقط یادم هست نگاه کردم و گفتم: «وای، یک موجود سمت چپ من است، یک موجود سمت راست من است.» احساس میکردم در حال پروازم. شیوه جابهجاییام فقط این بود که پاهایم را تکان بدهم و در هوا حرکت کنم.
فرشتگان در آن لحظه مرا متوقف کردند. آنها توانستند اعمالم را کاملا متوقف کنند؛ حسی که هرگز فراموش نخواهم کرد. دقیقا انگار گفتند: «ایست»، و بعد دیگر نمیتوانستم حرکت کنم. و گفتند: «وقت تو نرسیده است. قرار نیست تا آخر بروی. واقعا حالا زمان رفتن تو نیست.» و من به آنها التماس کردم. گفتم: «لطفا، من الان دیگر در تونل نور هستم. واقعا میخواهم ببینم در بهشت چه هست. نمیتوانم فقط بروم و ببینم آنجا چه خبر است؟» بعد گفتند: «باشد، اما این چیزی است که قرار است اتفاق بیفتد: ما تو را همراهی میکنیم و وقتی آنجا هستی، فقط مدت محدودی زمان خواهی داشت.»
فرشتگان اجازه دادند مریل به سرعت به جلو برود. وقتی او از تونل بیرون آمد، حضرت عیسی به استقبالش آمد. وقتی به انتهای تونل رسیدم، قدم به درون نور گذاشتم که بسیار درخشان بود و حضرت عیسی به استقبالم آمد. میخواهم بگویم که این یک تجربه بسیار فروتنانه بود، زیرا مطمئناً انتظار نداشتم که خود حضرت عیسی، که آنجا با لباس سفید ایستاده بود و تماماً ردای سفید پوشیده بود، به من خوشامد بگوید و او با چنان عشقی از من استقبال کرد که احساس کردم از سر تا پا غرق در عشق شدهام. این حس سراسر وجودم را با عشقی بیقیدوشرط پر کرد. چنان نور فراوانی از او ساطع میشد که دیدن کامل ویژگیهای چهرهاش دشوار بود، چون باز هم او سرشار از نور بود و آن را میتاباند. میتوانستم احساس کنم که عشق نور میآورد و نور عشق میآورد؛ آنقدر عشق که انگار صد هزار نفر به استقبالم آمدهاند و عشقشان را برایم میفرستند. اما البته همه اینها از حضرت عیسی میآمد و فرشتگان هم همهجا اطراف بودند.
حضرت عیسی سپس مریل را برای یک مرور زندگی به باغی درخشان برد. حضرت عیسی و من به سمت چیزی رفتیم که شبیه باغی با رنگهای نئونی بود، روشنتر از هر رنگی روی زمین؛ گلهایی کاملا درخشان و درختان و بوتهها. او مرا تشویق کرد که کنار او روی یک نیمکت بنشینم و گفت: «تا وقتی اینجا هستی، برای تو یک مرور زندگی انجام میدهیم.» کف زیر پایمان شفاف شد. انگار به جای کفپوش، یک پنجره شیشهای زیر پایمان بود. و گفت: «حالا آنجا را نگاه کن.» وقتی از میان کف شفاف شیشهای نگاه کردم ـ و باز هم گلهای زیبای درخشان همهجا اطراف بودند ـ میتوانستم شهر زیر پایمان را ببینم. آدمها آنجا بودند، اما دور، انگار من بالای سرشان در یک هلیکوپتر یا هواپیما بودم. او گفت: «اینجاست که قرار است چیزهایی درباره زندگیات به تو نشان بدهیم.»
و بعد تصویر نزدیک شد. صحنه آنقدر نزدیک شد که داشتم فیلمهایی از کودکیام را میدیدم. بسیار شدید و تکاندهنده بود، چون من کودکیام را با مادری خودشیفته و آزارگر گذرانده بودم و در عین حال به بزرگ شدن ۷ خواهر و برادر کمک کرده بودم. او گفت: «میخواهم معنای پشت چیزها را به تو نشان بدهم.» ما از صحنه ای به صحنه دیگر رفتیم و او در هر صحنه برایم توضیح می داد که هرچند زندگی سختی بوده است، اما از هر موقعیت چیزی به دست آورده ام که به رشد روحم کمک می کند، و این که هرقدر هم شدت داشته، می خواسته بدانم چیزی از آن می آموزم و به جای چنگ زدن به درد، بیشتر به جشن گرفتن آموخته هایی که کسب کرده ام بیندیشم. او گفت که حتی وقتی رنج می برید، در حال دریافت برکت هستید. و بدانید که همیشه دوست داشته می شوید، زیرا در واقع تجلی عشق هستید.
پس از مرور حدود ۱۲ رویداد مهم، فرشتگان به ماریل گفتند که زمان بازگشت است. او نپذیرفت. دو فرشته ای که مرا از میان تونل عبور داده بودند آمدند و گفتند: «وقت رفتن توست.» و من می گفتم: «نه، نه، چرا؟ چرا باید بخواهم به آنجا برگردم؟ واقعا سخت بود و چیزهای زیادی بود که مجبور بودم تحمل کنم و حالا هم بخاطر آن مردی که با ماشینش به خودرویم کوبید، همه این آسیبهای جسمی را دارم. لطفا مجبورم نکنید به آنجا برگردم.» و آنها گفتند: «خب از تو می خواهیم بروی، چون کمک تو بسیار لازم خواهد بود. ما به تو نیاز داریم که ابتدا مثل گذشته از مادرت و خانواده ات مراقبت کنی، و سپس افراد بسیاری دیگر هستند که می خواهیم به آنها کمک کنی. همچنین می خواهیم بر پایه تجربه تو در اینجا، درک عمیق تری را به افراد منتقل کنی.»
ماریل با اکراه موافقت کرد، اما فقط به شرطی که فرشتگان با او بمانند. آنها قول دادند که خواهند ماند. او از میان تونل به عقب پرواز کرد و در اتاق عمل با شدت به بدنش بازگشت. من مثل فنر نشستم و پزشک حاضر در اتاق را به شدت غافلگیر کردم. وقتی نشستم، گفت: «اوه، فکر می کردیم تو مرده ای! اوه چه خوب، نجاتت دادیم، نجاتت دادیم!» و من با ناراحتی به او نگاه کردم. و به او گفتم: «نه، شما مرا نجات ندادید. آنها مرا برگرداندند.» او گفت: «آنها چه کسانی هستند؟» گفتم: «فرشتگان و خدا؛ آنها به من گفتند وقت من نیست و باید برگردم، پس آنها بودند که مرا به اینجا فرستادند.» همان طور که می توانید تصور کنید، با دهان باز ایستاد و گفت: «اوه، این دیوانگی است. حتما مثلا اکسیژن کافی به مغزت نرسیده بوده. بهتر است به هیچکسی نگویی، چون فکر می کنند دیوانه ای و تو را در بخش روانی بستری می کنند.»
در سال های بعد، ماریل از آسیب هایش بهبود یافت و درکی را با خود حمل می کرد که ادامه زندگی او را شکل می داد. اول از همه، عبور کردن به سوی نور تجربه ای شگفت انگیز و پربار است. بدانید که این یک دگرگونی است و عزیزانتان می توانند از آن سوی مرز به شما دسترسی داشته باشند، زیرا آن رشته ای که قلب شما را به قلب آنها پیوند می دهد، همچنان متصل است. آن عشقی که دارید ابدی است. ما فقط دگرگون می شویم. ما واقعا نمی میریم. روح های ما ابدی هستند.