پخش اخبار روزانه – ۱۰ ژانویه ۲۰۲۶
رئیسجمهور کره جنوبی، لی جائه-میونگ، به پکن [چین] سفر میکند و با رئیسجمهور چین، شی جینپینگ دیدار میکند و در پی احیای کامل روابط کره جنوبی و چین در ۲۰۲۶ است. هر دو رهبر خواستار ثبات در شمالشرق آسیا و ازسرگیری گفتوگو با کره شمالی میشوند. آنها چندین توافقنامه همکاری امضا میکنند، در حالیکه بیش از ۲۰۰ رهبر تجاری کره جنوبی برای گسترش پیوندهای اقتصادی همراه با آقای لی هستند (Reuters)
رئیسجمهور موقت ونزوئلا، دلسی رودریگز، میگوید پس از آنکه نیروهای آمریکایی رئیسجمهور پیشین ونزوئلا، نیکلاس مادورو، را بازداشت کردند، آمادگی همکاری با آمریکا را دارد. او در تلگرام نوشت: «ما حرکت به سوی رابطهای متوازن و محترمانه میان آمریکا و ونزوئلا را در اولویت میدانیم» و افزود: «ما از دولت آمریکا دعوت میکنیم تا در دستور کاری برای همکاری که هدف آن توسعه مشترک است، با یکدیگر کار کنیم» (Al Jazeera)
کامبوج میگوید ۱۷۶ مدرسه در "اودار میانچی"، استانی در کامبوج در مرز با تایلند، پس از تنشهای اخیر مرزی بازگشایی شدهاند (Khmer Times)
اسپانیا درباره افزایش فیشینگ هشدار میدهد؛ ایمیلهای تقلبی که وانمود میکنند از طرف تأمین اجتماعی ارسال شدهاند و هدفشان سرقت اطلاعات حسابهای کاربری است. پیوستهایی که معمولی به نظر میرسند، درگاههای جعلی را باز میکنند و از کاربران میخواهند جزئیات شخصی را وارد کنند. مقامات از مردم میخواهند شتاب نکنند، از ورود مبتنی بر ایمیل خودداری کنند، و اعلانها را از طریق کانالهای رسمی راستیآزمایی کنند (EuroWeekly News)
نوشیدن الکل در آمریکا بهطور چشمگیری کاهش مییابد و یک نظرسنجی نشان میدهد مصرف الکل در ۲۰۲۵ به کمترین میزان در ۹۰ سال اخیر رسیده است. در استرالیا، اعضای نسلZ [متولد ۱۹۹۷ تا ۲۰۱۲] ۱۷ برابر کمتر از نسل بیبیبومر [۱۹۴۶-۱۹۶۴] احتمال دارد الکل بنوشند و ارقام مشابهی در بریتانیا هم دیده میشود (Dân trí)
میلیاردر آمریکایی، ایلان ماسک، میگوید شرکت نوروتکنولوژی او، «نورالینک»، در ۲۰۲۶ ایمپلنتهای مغزی را به تولید انبوه میرساند تا با ترجمه افکار کاربران به فرمانهایی برای دستگاههایی مثل رایانهها، به افراد دچار فلج شدید کمک کند تا استقلال خود را بازیابند (Fox News)
پزشکان گزارش دادند که مصرف قهوهٔ کپکزده طی سالها در یک مرد ۵۰ سالهٔ اهل تایوان، به دلیل مسمومیت با «اُکراتوکسین A» باعث از کار افتادن عملکرد تصفیهٔ کلیهها شده و نارسایی کلیه ایجاد کرده است. این پرونده خطرات پنهان نگهداری مواد غذایی در محیطهای مرطوب را برجسته میکند. کارشناسان به مصرفکنندگان هشدار میدهند برای جلوگیری از آسیب برگشتناپذیر اندامها، هر دانه تغییررنگداده یا بوی کپکزدگیگرفته را دور بریزند (VietnamNet)
طوفان فرانسیس، استان مالاگا [اسپانیا] را دچار سیل کرده و تا ۲۰۰ میلیمتر باران در بخشهایی از دره گوادالهورس و "کاستا دل سول" باریده است، و موجب طغیان رودخانهها، تخلیه مناطق و بسته شدن جادهها شده است. گروههای امدادی به بیش از ۱۲۰ حادثه مرتبط با سیل رسیدگی میکنند (The Watchers)
یک مطالعه استرالیایی مییابد که گرمای ناشی از تغییرات اقلیمی از ۱۹۶۳ تاکنون مرگومیر درختان را در جنگلهای بارانی استرالیا ۲ برابر و در جنگلهای معتدل ۳ برابر کرده است و ذخیره کربن، تنوع زیستی و اهداف اقلیمی را تهدید میکند (ABC News Australia)
سیلهای ناگهانی در جزیره سیائو [سولاوسی شمالی، اندونزی] پس از بارندگی شدید دستکم ۱۴ نفر را کشته، به صدها خانه و ساختمان آسیب زده و مقامات حدود ۴۴۴ نفر از ساکنان را تخلیه کرده اند (Vietnam Plus)
زلزلهای به بزرگی ۶.۴ ریشتر استان شیمانه [ژاپن] را لرزاند و حداقل ۶ نفر را زخمی کرد، به خانهها و جادهها آسیب رساند و پسلرزههای شدیدی در مناطق غربی ایجاد کرد (Vietnam Plus)
شرکت پنیرسازی وگان ایتالیایی دریمفارم (Dreamfarm) درآمد خود را در سال ۲۰۲۵ دو برابر کرده و به حدود ۲ میلیون یورو رسانده است و قصد دارد در سال ۲۰۲۶ محصولات جدید و گسترش فعالیت خود را در سراسر اروپا و کانالهای خدمات غذایی ایتالیا ارائه دهد (Green Queen)
افزایش قیمت مواد غذایی، ۸۶٪ از کاناداییها را به سمت مصرف کمتر گوشت اشخاص-حیوان سوق میدهد و ۱۷٪ به پروتئینهای گیاهی مانند عدس، توفو و کینوا روی میآورند، زیرا تورم ناشی از تغییرات اقلیمی، تغییر به تغذیه انعطافپذیر و وگان را تسریع میکند (Ottawa Citizen)
شکر سفید و قهوهای بریتانیا وگان باقی میماند زیرا تولیدکنندگان از زغال استخوان [استخوانهای اشخاص-گاو] اجتناب میکنند و عمدتا از چغندر قند یا پالایش نیشکر بدون مواد حیوانی استفاده میکنند، در حالی که خریداران برچسبهای وارداتی را بررسی میکنند. شکرِ کانادا، هند، برخی کشورهای اروپایی و آمریکا ممکن است با زغال استخوان فرآوری شده باشد (PETA UK)
نیوزیلند حساسیتپذیری اشخاص-حیوان را به رسمیت میشناسد و آزمایشهای آرایشی را ممنوع میکند و بهجای آن روشهای غیر اشخاص-حیوان را الزامی میسازد و حمایتهای قویتری برای رفاه جسمی و عاطفی اشخاص-حیوان وضع میکند (World Animal News)
دولت نظامی میانمار عفو روز استقلال را اعلام میکند و بیش از ۶۰۰۰ زندانی از جمله زندانیان خارجی را در میانه تداوم درگیری پس از کودتای ۲۰۲۱ آزاد میکند (The Daily Star)
قبرس بیش از ۳۰ هزار تن کمک را از طریق کریدور کمکرسانی آمالتیا [مسیر انساندوستانه دریایی که برای ارسال کمک از قبرس به غزه ایجاد شده است] به غزه میرساند و ممکن است با ارسال محمولههای هماهنگشده توسط سازمان ملل از طریق بندر اشدود [اسرائیل] تلاشها را گسترش دهد (Cyprus Mail)
رهگذری به دریاچه یخزدۀ 'کانات واتر' در اسکسِ بریتانیا افتاد، هنگامی که تلاش میکرد مردی را نجات دهد که در پی شکستن یخ برای نجات یک شخص-سگ به داخل دریاچه افتاده بود. همه به سلامت بیرون آمدند و مقامات به مردم هشدار میدهند روی آبهای یخزده نروند (Daily Mail)
نقلقول الهامبخش روز: «هرآنچه طلاست نمیدرخشد، هر سرگردانی، گمراه نیست؛ کهنسالِ استوار، زوالناپذیر است، ریشههای عمیق، از گزندِ سرما در امانند.» – جی. آر. آر. تالکین، نویسنده، شاعر و استاد دانشگاه مشهور جهانی بریتانیایی
از بدنم بیرون بودم و از بالا به ماشینم نگاه میکردم. بابکت [خودرو] درهمشکسته بود و به نظر میرسید هیچکس نمیتوانست جان سالم به در ببرد. کشیش و درمانگر آمریکایی، لورنس براک، روایت میکند چگونه تصادف خودرو در ۲۲سالگی او را به تجربهای عمیق نزدیک به مرگ رساند- تجربهای که برای همیشه فهم او از زندگی، مرگ و عشق را دگرگون کرد. لورنس در خانوادهای یهودی در وستچسترِ نیویورک بزرگ شد. پیشاز تجربه نزدیک به مرگ، در جستوجوی چیزی بود، اما هرگز گمان نمیکرد که معنوی باشد. با آنکه تجربههای معنوی داشت ـ ازجمله دیدن پدربزرگ درگذشتهاش در سالن سینما ـ آنها را نادیده گرفت، چون نمیدانست باید با آنها چه کند.
در سال ۱۹۷۶، کمی پساز بازگشت از کلرادو، لورنس ۲۲ساله به مهمانیای رفت که در آن الکل نوشید و سیگار کشید. با این باور که حالش مساعد رانندگی هست، آن شب خیلی دیر از آنجا رفت- بیآنکه بداند آن آخرین لحظهای است که در بدنش به یاد خواهد آورد. وقتی حافظهام را مرور میکنم، هنوز میتوانم مهمانی را در ذهنم ببینم. حالا که به آن نگاه میکنم، نباید هرگز رانندگی میکردم، چون همهچیز بیش از حد روشن و کمی مهآلود بود، مثل وقتی که زیاد مینوشی. اما یادم هست بهسوی در میرفتم. چیز بعدی که به یاد میآورم این است که از بدنم بیرون بودم. لورنس به درختی برخورد کرد. در لحظات بعد، آگاهیاش از بدنش جدا شد.
از بدنم بیرون بودم و از بالا به ماشینم نگاه میکردم. بابکت [خودرو] درهمشکسته بود و به نظر میرسید هیچکس نمیتوانست جان سالم به در ببرد. بدنم به درخت تکیه داده بود و پاهایم اینطور صاف بیرون آمده بود، یک افسر پلیس بالای سرم چمباتمه زده بود. از بالا نگاه میکردم- همه اینها خوب به نظر میرسید. دورتادورم نوری سفید بود، همان پایین که بدنم و ماشین بودند. شب بود و تاریک. و پشتِ سرم دایرهای بزرگ بود با سایهروشنِ متفاوتی از سفید. و درونش موجودی بود- مثل سایهنمای تمامقد یک انسان یا موجود- باز هم با طیفی دیگر از نور سفید که به نوعی از آن ساطع میشد. حسش شگفتانگیز بود. وقتی شروع به گفتنش میکنم، چیزی درونم کمی میلرزد، چون هنوز از آن برای اتصال به آن انرژیِ فوقالعاده مهرآمیز و گرم استفاده میکنم- انگار همهچیز خوب است.
من خوب بودم. ماشین خوب بود. بدنم، با اینکه سرم شکافته و له شده بود، خوب بود. و زندگی- همهچیز خوب بود. همهچیز انگار معنا پیدا میکرد. تقریبا انگار میتوانستم سهبعدی ببینم، اما ازاینسو نگاه میکردم. و آن موجود پشت سرم گفت، «باید برگردی. 'پدرت' میخواهد بمانی.» در لحظه میدانستم که پدر خداست، نه پدر زمینیام. به بدنم برگشتم و سه روز بعد در بیمارستان به هوش آمدم.
وقتی لورنس بیدار شد، پرستار به او گفت وضعیت «لب مرز» بوده است. عصبشناس گفت که خوششانس بوده است. بااینکه میدانست تجربه واقعی بوده، چارچوبی برای فهم آن نداشت- اصطلاحِ «تجربه نزدیک به مرگ» تازه وارد آگاهی عمومی شده بود و اینترنتی هم نبود که دربارهاش تحقیق کند. تقریبا به هیچکس نگفت.
پساز اینکه از نظر جسمی تا حدی بهتر شدم به کلرادو برگشتم، بعد مادرم تا حدی قانعم کرد که به شرق برگردم. در آپارتمانم در شرق نشسته بودم. در عرض یک سال، خانمی آمد جلوی در خانهام و من را با این معلم آشنا کرد. و بلافاصله شروع کرد دربارۀ این چیزها صحبتکردن. جالب این است که همان ابتدا شروع کرد با من درباره 'مریم' صحبتکردن. و اینطور حرف میزد- مثلا اینکه 'مریم' آنقدر پذیرای عشق خدا بود که انرژی مسیح را به درون راه داد. و من گفتم: «آه، این همان چیزی است که در تجربه نزدیک به مرگم برایم رخ داد.» بعد درباره عیسی با من صحبت کرد و من گفتم، «اوه، آن وجودِ پشت سرم عیسی بود.» آن لحظه میدانستم. الان هم میدانم.
آن معلم از «اقیانوس عشق و خیرخواهی ملکوت» سخن گفت- لورنس آن را همان نور سفیدی شناخت که احاطهاش کرده بود. او سالها در نیویورک، کلرادو، ونکوور و تگزاس نزد این معلم درس خواند تا بفهمد چه بر او گذشته است. او میگوید این تجربه زندگیاش را از نو شکل داد و به این سمت سوقش داد تا کمک کند که دیگران دوباره با عشق، معنا و حسی عمیقتری از ملکوت ارتباط بگیرند.
فکر میکنم مدیتیشن احتمالا مهمترین چیزی است که باید تمرین کرد، دستکم در بیشتر روزها. حتی اگر فکر میکنید درست انجامش نمیدهید، باز هم برایش وقت بگذارید. آن زمان را وقف اتصال به روح، به خدا و به روح و خودِ متعالیتان کنید. فکر میکنم پیداکردن کسی که کمکمان کند واقعا مهم است، چون این همان زمان است- همان زمان که ما از محدودۀ دانستههایمان بیرون میرویم. برای ذهنتان بسیار سخت است که از آنچه میدانید بیرون بیایید. عشق پاسخ است. عشق پرسش است. چطور میتوانم بیشتر در حالت عشقورزیام باشم؟ این یک فرایند پیوسته است. پذیرا میشوید، اما عشق همان چیز است. همان است.